امام مهدی سلام الله علیه

(لَوْ لا إِسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْض لَهَلَكَ مَنْ عَلَیْها)

اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى یكدیگر نبود، تمام اهل زمین هلاك مى گشتند.

 

 

ترک خودارضایی

بسم الله الرحمن الرحیم 

اول یه صلوات بفرستید ....

 قلم و کاغذ بیارید و بنویسید

 

ترک خودارضایی وهرگونه انحراف جنسی

 

*******************************************************************************

پنج کلید قوی و عالی و تضمینی به اذن خدا.....

اول باید توبه ی جدی و محکمی داشته باشید. بلافاصله بعد از خوندن این متن برید غسل توبه انجام بدید. شبیه غسل جنابت اما به نیت توبه ...

بعد وضو بگیرید و با صدق قلب دو رکعت نماز توبه بخونید.

اگر حق شرعی به گردنتون دارید پرداخت کنید. ( بدهکاری به مردم یا حق الله ؛ کفاره ، خمس و...)

۱. نماز اول وقت

(شاه کلید)

نماز صبح قبل از محو شدن ستاره ها و نماز مغرب قبل از پدید اومدن ستاره ها.  عمدا تاخیر نندازید از اول وقت. حتما نمازا اول وقت خونده بشه.

( به محض تمام شدن نماز بدون این که جابه جا شید آیه ۲۵۵ سوره بقره و بعدش تسبیح حضرت زهرا‌ (۳۴ الله اکبر ۳۳ الحمدلله ۳۳سبحان الله )

تو مسجد و جماعت بهتره

 

۲.

حجامت ( اگر 20 سالتونه 20 روز یکبار  سی سالتونه 30 روز یکبار و .... ) فوق العادست. به خصوص جدول حجامت سالانه رو تهیه کنید و طبق اون حجامت بین دو کتف رو ترک نکنید.. ((( دفعه ی اول بگید سنگین حجامت کنه و دفعات بعد عادی اما مداوم. )))  به اذن خدا معجزه میکنه.  معجزه

روزایی که اهل بیت توصیه به حجامت کردند شهوتتون هم تعدیل میشه

همون بیست روز یکبار رو حتما داشته باشیدددد... حتما

جالبه که در جدول حجامت سالانه روزهایی که ممکنه خیلی تحریک بشید و شهوتتون طغیان کنه رو پیش بینی می کنید. و با حجامت مهارش میکنید. همچنین اگر نشد حجامت کنید تو روز های توصیه شده در اون جدول سرکه استفاده کنید.

 سرکه ی طبیعی (سرکه ی خمری و خانگی نه سرکه ی شیمیایی که آشغاله)  هم به صورت خوراکی در برنامه ی غذاییتون باشه (بعد از غذا (به جز ماهی) کمی بخورید، فواید معجزه آسا داره از جمله خاموش کردن شهوت حرام (به شهوت حلال آسیب نمیزنه)    و  هم گاهی به نواحی تناسلی و کمر بمالید فورا سرد میشید به اذن خدا.

 

3. روزه

هفته ای یک روز یا بیشتر روزه بگیرید (عالی)

 

 

۴. برنامه ی ذکر و‌ ورد

بسیار صلوات بفرستید...

پشت سر گناه قبل از اتلاف وقت کارهای خیر کنید تا این حسنات گناهارو از بین ببره و در اعمالتون ثبت نشه. اگرهر گناه کوچیکی مرتکب شدید پشت سرش فورا استغفار کنید . صدقه بدید . قرآن بخونید . توبه کنید... به والدینتون محبت و احسان کنید تا گناهتون محو بشه

ذکر شریف   «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم‌    بعد از نماز صبح و مغرب هفت بار .

روزانه حداقل صد بار ذکر

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

 بعد از هرگناه توبه و استغفار و گریه رو داشته باشید...

 

 

 برنامه ی کوتاه مدت مراقبه برای چشمتون بزارید. مثلا یک روز نذر می کنم نگاه حرام نکنم. بعد دو روز ، سه روز و ..... شکستن نذر کفاره داره.

مثلا ازالان نذر میکنم تا فردا نگاه حرام نکنم. اگر کردید کفاره ی نذرتون رو پرداخت کنید و اگر موفق شدید . دو روزش کنید. بعد سه روز و ...

 

 

 قبل از هر کاری بسم الله الرحمن الرحیم بگید ( همچنین برای برهنه شدن ، ورود به حمام و...)

دایم الوضو باشید تا حد امکان و هفته ای یک روز روزه بگیرید.

 این هم مجربه و عالی: (توصیه ی یکی از علما)

چهل هفته برید سر مزار یک عالم و قرآن بخونید.(ترک نشه ها) پشت سر هم. مثلا چهل تا جمعه یا چهل تا پنجشنبه برید سر مزار یکی از علما و قرآن بخونید سر قبرشون

 

۵.  توسل

حتما هر روز حداقل یکبار و بهتره دوبار بر سیدالشهدا گریه کنید. (اول صبح و اول شب)

 ارتباط روزانه با امام زمان ترک نشه (یا صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب  الزمان اغثنی )

 

 

یادتون باشه بزرگترین طناب شیطان طناب نا امیدیه نه طناب گناه....

امام باقر عليه السّلام فرمود: هر چشمى روز قيامت گريانست، جز سه چشم: چشمى كه در راه خدا شب‏ را بيدار باشد و چشمى كه از ترس خدا گريان شود و چشمى كه از محرمات خدا بسته شود.

اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 127

 

تا  جایی که آسونه براتون  قرآن بخونید  . مخصوصا بعد از نماز صبح (برای رزق و برکت هم عالیه ) 

خوندن قرآن روزانه ترک نشه... حداقل شب ها بیست آیه بخونید بعد بخوابید

برهنگی در حمام کراهت داره

 

حضرت على عليه السلام مى فرمايد:
توبوا الى الله عز وجل وادخلوا فى جنته فان درالله يحب التوابين ويحب المتطهرين والمؤ من تواب
(37)
به سوى خدا توبه كنيد و در بهشت او داخل شويد ،زيرا خداوند توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد و مؤمن بسيار توبه می کند...

 

__________________________

 

امام زين العابدين عليه السلام مى فرمايد:
واستغفروا الله وتوبوا اليه فانه يقبل التوبه ،
ويعفوا عن السيئات ويعلم ما تفعلون
(30)

 

واز خدا آمرزش بخواهيد وبه سوى او توبه كنيد كه او توبه پذير است و بديها را عفو مى كند و آنچه انجام مى دهيد ،مى داند

 

به خاطر داشته باشیم در احادیث است که هرگاه خداوند توفیق توبه به انسان بدهد یعنی می خواد ببخشه...

ناامیدی گناهی است بسیار بزرگ.

 

به بیماری ها ی وحشتناکی که این گناها در جسم و روحتون باقی میزاره فکر کنید... 

 

کلید های بالا هر کدوم شاه کلیده...

چرا غم چرا اندوه چرا افسردگی؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

چرا بی دلیل دلم می گیرد؟

 

برخی اوقات انسان بدون هیچ دلیل و بهانه‌ای احساس گرفتگى، بی‌حالى، دلتنگی و بی‌حوصلگی می‌کند و غمیناآشنا درون او را می‌آزارد. برخی بر این باورند که یکی از عوامل اصلی این بی حالی و اندوه، فاصله گرفتن از جمع دوستان و نزدیکان و پناه بردن به خلوت و انزوا است؛ در حالی که نمی توان این سخن را به عنوان دلیل کامل و صحیحی تلقی کرد؛ زیرا چه بسا ممکن است انسان در میان جمع باشد؛ ولی احساس غربت و دلتنگی نماید.

 

البته قابل انکار نیست که به طور حتم برخی عوامل ظاهری همچون: مرگ بستگان یا دوستان، شکست ها و ناموفقیت های تحصیلى، شغلی و خانوادگى، و دارا بودن برخی روحیات و رفتارهای منفی همچون: حس بدبینى، غرور و تکبر، خود برتر بینى، ارضا نشدن برخی تمایلات و خواسته‌ها، مشکلات مالی و اقتصادی و ... نیز جزء عواملی به شمار می‌روند که در ایجاد ناراحتی درونى، بی‌حالى و کسالت روانى انسان نقش به‌سزایی ایفا می‌‌کنند؛ ولی بحث در این است که گاهی اوقات انسان به ظاهر هیچ گونه مشکل خاصی در زندگی احساس نمی‌کند؛ ولی با این همه، بی حالی و گرفتگی درونى، روح و روان او را تحت فشار قرار می‌دهد، به گونه‌ای که خود انسان نیز برای آن دلیل و علتی نمی‌یابد.

 

خوب است بدانید علاوه بر عوامل ظاهری(1) برخی عوامل معنوی (غیر ظاهری ) نیز در دلتنگی انسان بسیار نقش آفرین است که عوامل آن در روایات معصومین علیهم السلام ذکر شده است .

 

از آنجا که شناخت عوامل معنوی دلتنگی نقش بسیار مهمی در دست یابی به راههای برطرف نمودن دلتنگی دارد لذا ابتدا به بررسی برخی عوامل معنوی (و غیر ظاهری) حزن و اندوه درونی انسان از دریچه روایات معصومین(علیهم السلام) پرداخته سپس به راهکارهایی که در همین زمینه از سوی آن بزرگواران مطرح گردیده می پردازیم امید است با رعایت احکام و آموزه‌های دینی در برطرف کردن عوامل دلتنگی، در زندگی لحظات خوشی همراه با نشاط و شادکامی داشته باشید.

 

عوامل حزن و اندوه از دیدگاه روایات:

الف: گناه و معصیت:

یکی از اصلی‌ترین عوامل بروز مشکلات، گرفتاری ها و ناراحتی های روحی و معنوی انسان، گناه و خروج از دایره عبودیت و بندگی حق تعالی است که انسان را به انواع مصائب دچار می‌سازد.


بی‌تابی کردن و صبر و قرار از کف دادن در هجوم مشکلات زندگی نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث ایجاد حزن و اندوه در افراد می‌شود. امیر مومنان(ع) می‌فرماید: از بی‌تابی کردن بپرهیز! که آن امید را قطع می‌کند و عمل را ضعیف می‌گرداند و اندوه به همراه می‌آورد

 

امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: رسول خدا(ص) نیز چنین فرمود: «ساعاتُ الهُمُومِ ساعاتُ الکَفّاراتِ وَ لا یزالُ الهَمُّ بِالمؤمنِ حتّی یَدَعَهُ و ما لَهُ مِنْ ذَنْبٍ؛( بحار الانوار، محمدتقی مجلسى، بیروت، مؤسسه وفاء، چ 2، 1403، ج64، ص 244.)لحظه‌های غم و اندوه، لحظه‌های پوشاندن گناهان است و فرد مؤمن پیوسته گرفتار غم و اندوه می‌شود تا آنکه از همه گناهانش پاک گردد.»

 

امام رضا(ع) نیز فرمود: «هیچ یک از شیعیان علی(ع) نیست که در روز، بدی یا گناهی مرتکب شود؛ مگر اینکه در شب اندوهی به او می‌رسد که آن بدی و گناه را فرو می‌ریزد.( بحار الانوار، ج65،‌ص 146)

 

همچنین در روایات از گناه به عنوان عامل بروز مشکلات اقتصادی یاد شده است: رسول خدا(ص) فرمود: «إنَّ مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبَاً لا یُکَفِّرُهَا صلاةٌ و لا صومٌ . قیل: یا رسول الله! فَمَا یُکَفِّرُهَا؟ قال: اَلْهُمُومُ فِی طَلَبِ الْمَعِیشَة؛( الدعوات، قطب راوندی‌، ص56؛ مستدرک الوسائل، محقق نوری طبرسی‌، نشر آل البیت، 1408، چاپ اول، ج13،ص 13.) برخی گناهان هستند که هیچ نماز و روزه‌ای آنها را نمی پوشاند. عرض شد:‌ای رسول خدا ! پس چه چیز آنها را می‌پوشاند (و از بین می‌برد؟) حضرت فرمود: اندوه برای کسب درآمد و گذران زندگى.»

 

ب. دلبستگی به دنیا:

امام صادق(ع) می‌فرماید: «الرَّغْبَةُ فی الدُّنیا تُورِثُ الْغَمَّ وَالحُزْنَ؛‌(بحارالانوار، محمد تقی مجلسى، ج75، ص240؛ میزان‌الحکمه، محمد محمدی ری شهرى، دارالحدیث، قم، چاپ اول، ج1، ص610.) دنیا خواهی غم و اندوه می‌آورد.»

 

پیامبر اعظم(ص) نیز فرمودند: «اَنَا زَعِیمٌ لِمَنْ اَکَبَّ عَلَی الْدُّنْیا بِفَقْرٍ لا غِنَاءَ لَهُ وَ بِشُغْلٍ لا فِراغَ لَهُ وَ حُزْنٍ لا اِنْقِطاعَ لَهُ؛ کسی که به دنیا بچسبد، من (سه چیز را) برای او قطعی می‌دانم: ‌فقری که بی‌نیازی برایش نیست، ‌گرفتاریی‌ای که از آن خلاصی نیست و غم و اندوهی که به پایان نمی‌رسد.»( بحارالانوار، ج70، ص81)

 

ج. کوتاهی در عمل:

امام علی(ع) می‌فرماید: «مَنْ قَصَّرَ فی العَمَلِ اُبْتُلِیَ بِالْهَمِّ؛( نهج البلاغه، سید رضى، ترجمه دشتى، مشهد، نشر امامت، چ1، 1384، کلمات قصار،127. ) هر که در عمل کوتاهی کند به اندوه گرفتار آید.»

 

برخی گمان می‌کنند با اظهار فقر و ندارى، و عجز و لابه نزد دیگران، می‌توانند مشکل خود را برطرف نمایند؛ در حالی که در این گونه موارد نه تنها گِرِهی از کارشان گشوده نمی‌شود؛ بلکه از قدر و منزلت‌شان کاسته شده و به فقر و فلاکت بیش‌تری برای آن دچار می‌گردند

 

از اینرو در روایات تأکید فراوان شده است که قدر فرصتهای زندگی را بدانید و از لحظات و دقایق آن به بهترین وجه بهره ببرید. امام علی(ع) می‌فرماید: «بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ أنْ تَکُونَ غُصَّه؛( نهج البلاغه، سید رضى، ترجمه دشتى، مشهد، نشر امامت، چ1، 1384، خطبه 31) فرصت را قبل از آنکه به اندوه تبدیل شود، دریاب.»

 

از اموری که در انبساط روح و روان، آرامش و زدودن غم و اندوه در انسان مؤثر است، داشتن دوستان با صفا و اهل معرفت، شادی و برقراری جلسات انس و گفتگوهای صمیمانه با آنان است؛ زیرا صفای زندگی را در همدمی با رفیق نیک می‌توان یافت. امیر مؤمنان علی(ع) دوست خوب را نجات‌بخش انسان از تنهایی و غم و اندوه می‌داند و می‌فرماید: برادران، برطرف کننده زنگار غم و اندوه‌اند.»

 

ه . جزع و فزع:

بی‌تابی کردن و صبر و قرار از کف دادن در هجوم مشکلات زندگی نیز یکی دیگر از عواملی است که باعث ایجاد حزن و اندوه در افراد می‌شود. امیر مومنان(ع) می‌فرماید: «‌ایَّاکَ والْجَزَعَ فَإنَّهُ یَقْطَعُ الامَلَ وَ یُضْعِفُ العَمَلَ وَ یُوِرثُ الْهَمَّ؛( مستدرک الوسائل، محقق نوری طبرسى، ج 2، ص 421؛ بحارالانوار، ج 73،‌ص 144) از بی‌تابی کردن بپرهیز! که آن امید را قطع می‌کند و عمل را ضعیف می‌گرداند و اندوه به همراه می‌آورد.»

 

نکته قابل توجه اینکه، برخی گمان می‌کنند با اظهار فقر و ندارى، و عجز و لابه نزد دیگران، می‌توانند مشکل خود را برطرف نمایند؛ در حالی که در این گونه موارد نه تنها گِرِهی از کارشان گشوده نمی‌شود؛ بلکه از قدر و منزلت‌شان کاسته شده و به فقر و فلاکت بیش‌تری برای آن دچار می‌گردند.

 

د. توجه به امکانات دیگران:

رسول خدا(ص) فرمود:‌ «مَنْ نَظَرَ اِلَی ما فی أیْدِی النَّاسِ طالَ حُزْنُهُ وَ دامَ أسَفُهُ؛‌(بحار الانوار، ج 74،ص 172) کسی که چشمش به آنچه در دست مردم است (امکانات و داراییها) باشد، اندوهش طولانی و افسوسش پایدار خواهد شد.»

 

همچنین در حدیث وارد شده است: هنگامی که آیه «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ اِلَی ما مَتَّعْنَا بِهِ أزْوَاجَاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ»( حجر/88)؛ «هرگز چشم خود را به نعمتهای [مادّى] که به گروههایی از آنها (کفّار) دادیم، میفکن؛ و به خاطر آنچه دارند؛ غمگین مباش» نازل شد، پیامبر خدا(ص) فرمود: «کسی که به دلداری و توجه خداوند دلخوش و صبور نباشد ، جانش بر دنیا حسرتها خورد و هر که چشم به داراییهای دیگران داشته باشد، اندوهش بسیار شود و ناراحتیش بهبود نیابد.»( بحار الانوار، ج 70، ص 89؛ میزان الحکمه، ج1، ‌ص 611)

 

ه . شهوت رانى:

رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: «رُبَّ شَهْوَة ِساعَةٍ تُورِثُ حُزْنَاً طَوِیلَاً؛‌(میزان الحکمه، ج4، ص3480)چه بسا خواهش و لذتی زودگذر که اندوهی دراز بر جای گذارد.»‌

 

حضرت علی(ع) نیز فرمود: «‌رُبَّ لَذَّةٍ فِیهَا الْحِمَام؛( میزان الحکمه، ج4،ص3477)چه بسا لذتی که پیامدش مرگ است.»

 

و. غضب بی‌جا:

امام علی(ع) فرمودند:‌ «مَنْ غَضِبَ عَلَی مَنْ لا یَقْدِرُ أنْ یَضُرَّهُ طالَ حُزْنُهُ وَ عَذَّبَ نَفْسَهُ؛( تحف العقول، ص 99) ‌هر که بر کسی خشم گیرد که توان آسیب رساندن به او را ندارد، اندوهش طولانی گردد و خود را عذاب دهد.»

 

ز. منفی نگرى:

امام کاظم(ع) می‌فرماید: «‌مَنِ اغْتَمَّ کانَ لِلْغَمِّ اَهْلَاً؛( بحار الانوار، ج 68،‌ص 153)‌آنکه غم خورد، شایسته غم و اندوه است.»

 

رسول اعظم(ص) نیز فرمود:‌«اِنَّ اللهَ بِحُکْمِهِ وَ فَضْلِهِ جَعَلَ الرُّوحَ وَ الْفَرَجَ فِی الْیَقین وَ الرِّضَا وَ جَعَلَ الهَمَّ وَ الْحُزْنَ فِی الشَّکِّ وَ السَّخَطِ؛ خداوند از روی حکمت و فضل خویش، آسایش و شادمانی را در یقین و راضی بودن به قضای الهی قرار داد و غم و اندوه را در شک و ناخشنودى.»( تحف العقول، ‌ص 6)

 

یکی از اسباب شادی و نشاط، نماز و ارتباط و مناجات با خداست. افرادی که به دعا و نماز می پردازند، کمتر دچار نگرانی و اندوه می شوند. کسی که گناه مرتکب شده و عذاب و جدان او را غمگین کرده، بوسیله توبه و استغفار، از احساس گناه رهایی می یابد و نشاط اولیه را بدست می آورد. هر کس زیاد استغفار کند، خداوند گِرِه غمهای او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش بَرَد و از آنجا که گمانش را هم نمی‌برد، روزیش رساند.»


عوامل رفع دلتنگى و حزن

برای درمان و رفع دلتنگى، کم حوصلگی و حزن و اندوه درونى، متناسب با عوامل ظاهری و معنوی دلتنگی راه حلها متعددی از سوی ائمه معصومین علیهم السلام مطرح گردیده که در دو بخش ارائه می گردد :

 

بخش اول: راه حل های معنوی

1- دوستی با خدا:

به طور حتم داشتن ایمانی خالصانه و از روی علم و یقین که در اعماق وجود انسان نفوذ کرده و تمامی اعضا و جوارح را تحت کنترل و اراده خود در آورده باشد، از مهم‌ترین عوامل رفع حزن و اندوه به شمار می رود؛ زیرا انسانی که به مقامی چنین رفیع دست یازیده باشد، دارای یقینی صادق، صبر و تحملی شگفت و توکل و اعتمادی تحسین برانگیز بوده و همه چیز را زیبا و خواستنی می‌بیند و چیزی در عالم هستی برای او ناخوش و دلگیر کننده به شمار نمی‌رود.‌به همین علت است که حضرت زینب علیهاالسلام در اوج گرفتاریها و مصیبتهای کربلا در پاسخ یزید می‌فرماید: «‌ما رَاَیْتُ اِلَّا جَمِیلَاً؛( بحار الانوار،ج 45، ص 115) ‌من جز زیبایی چیزی ندیدم.»

 

خداوند متعال نیز در قرآن کریم یکی از نشانه‌های مؤمنان راستین و دوستان واقعی خود را چنین بر می شمارد: ‌اَلا إنَّ أوْلِیاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنوُن»؛‌(یونس/62)«بدانید که دوستان خدا را هراسی نیست و اندوهگین نمی‌شوند.»

 

2- عبادت:

یکی از اسباب شادی و نشاط، نماز و ارتباط و مناجات با خداست. افرادی که به دعا و نماز می پردازند، کمتر دچار نگرانی و اندوه می شوند. کسی که گناه مرتکب شده و عذاب و جدان او را غمگین کرده، بوسیله توبه و استغفار، از احساس گناه رهایی می یابد ونشاط اولیه را بدست می آورد. «مَنْ أکْثَرَ الاسْتِغْفَارَ جَعَلَ اللهُ مِنْ کُلّ ِهَمٍّ فَرَجَاً وَ مِنْ کُلّّ ضِیقٍ فَرَجَاً وَ رَزَقَهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ؛ هر کس زیاد استغفار کند، خداوند گِرِه غمهای او را بگشاید و از هر تنگنایی بیرونش بَرَد و از آنجا که گمانش را هم نمی‌برد، روزیش رساند.»( مستدرک الوسائل، ج 5، ص 277)

 

3- راضی بودن به تقدیر الهى:

امام صادق(ع) می فرماید: «نشاط و شادی در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین بدست می آید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل می شود».( بحار الانوار، ج68، ص159) و در روایت دیگر فرموده اند : «إنْ کانَ کُلُّ شئٍ بِقَضاءٍ وَ قَدَرٍ فَالْحُزْنُ لِمَاذَا؟؛ اگر همه چیز بنابر قضا و قدر است؛ پس اندوه چرا؟»(بحارالانوار، ج75، ‌ص190)

 

از دیگر اموریکه باعث از بین رفتن دلتنگی و اندوه می شود ورزش است در روایتی که عوامل برطرف کننده دلتنگی و غم اندوه ذکر گردیده به اموری همچون پیاده روی ، سوارکاری و شنا تصریح شده است.

 

4- برخی ذکرها:

ذکر گفتن، به یاد خدا بودن و استعانت طلبیدن از ذات پاک اوست که به واسطه برخی اذکار، بر زبان جاری شده و حلقه وصل خالق و مخلوق می‌گردد. در روایات برای رفع حزن و اندوه، ذکر «حوقله» بسیار سفارش شده است.

 

امام صادق(ع) می‌فرماید:‌ «اِذَا حَزَنَک اَمْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ اَوْ غَیْرِهِ فَاَکْثِر مِنْ قَولِ «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلا بِاللهِ» فَاِنَّها مِفْتَاحُ الفَرَجِ وَ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجنَّةِ؛ هر گاه از سوی حاکمی یا دیگران اندوهی به تو رسید، «لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ» را فراوان بگو! ‌که آن کلید گشایش و گنجی از گنجهای بهشت است.»( بحا ر الانوار، ج 75، ص 227)و فرمود:

 

«إذا نَزَلَتِ الْهُمُومُ فَعَلَیْکَ بِلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلَّا بِاللهِ؛ هر گاه غمها (بر تو) فرود آمد، بر تو باد به گفتن ذکر لا حول و لا قوة الا بالله.»( میزان الحکمه، ج 1، ص 613)

 

رسول خدا(ص) نیز فرمودند: «‌اَمَانٌ لِاُمَّتی مِنَ الْهَمِّ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الَّا بِاللهِ، لا مَلْجَأ وَ لا مَنْجَی مِنَ اللهِ إلَّا إلَیْهِ؛ (گفتن این دو جمله:) هیچ جنبش و نیرویی مگر به اتکای خدا نیست و پناه و گریزی از خدا جز به سوی او نیست، امت مرا از غم و اندوه در امان می‌دارد.»( بحار الانوار، ج 74، ‌ص 58)

 

5- صبر و تحمل

گاهی در زندگی مشکلاتی به وجود می‌آید که حلّ‌آنها از توان انسان بیرون است و دلسردی و ناخرسندی به دنبال می‌آورد. در چنین مواقعی کنار آمدن با مشکلات، گاهی اوقات بهترین درمان و راه حل است و اینکه انسان توجه داشته باشد که همه چیز به دست خداوند متعال است و برخی اوقات به دلایل گوناگون و بر اساس مصلحت، مشکلات و مصائبی برای انسان پدید می‌آید که راضی بودن به رضای الهى، موجب آرامش و صبر شده، انسان را یاری می‌نماید تا حوادث ناگوار را تحمل کند. علی(ع) می‌فرماید:

 

«وَالدَّهْرُ یَوْمَانِ: یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ. فَإذَا کانَ لَکَ فَلا تَبْطَرْ وَ إذَا کانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ؛ زمانه دو روز است: روزی با تو و به نفع توست و دیگر روز بر علیه تو. اگر با توباشد سرمست مشو و اگر بر تو باشد (دلگیر و دلتنگ مباش و) صبر نما.»( نهج البلاغه، کلمات قصار، 396)

 

امیر‌مومنان(ع) فرمود: «اِطْرَحْ عَنْکَ وَارِدَاتِ الْهمُومَ بِعَزَائِمِ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْیَقیِنِ؛( نهج البلاغه، نامه 31) اندوه‌هایی که بر تو وارد می‌شود با صبر قاطع و یقین نیکو دور ساز.»

 

خوش بینی که نشانه سلامت روان است، می تواند شادی را افزایش دهد. منفی بافان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند و با عینک بدبینی، به اطراف می نگرند. اشتباهات کوچک را بزرگ می شمارند و زندگی را در کام خودو دیگران تلخ می کنند. اما مثبت اندیشان، همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و خطاها و لغزش های دیگران را نادیده می گیرند و زندگی را نشاط انگیز می نمایند.

 

امام صادق علیه السّلام در خصوص علامت حسن ظن می فرماید: علامت حسن ظنّ و نشانه اتّصاف آدمى به این وصف شریف، آن است که به هر چه نظر کند غیر خوبى نبیند و عیب بین نباشد.

 

6- حس نوع دوستی و گره گشایی از مشکلات دیگران

برخی از احادیث بیانگر آن است که داشتن حس نوع دوستی و گره گشایی از مشکلات دیگران موجب رهایی انسان از دلتنگی و غم می باشد .

 

در روایتی از رسول خدا (صل الله علیه و آله ) نقل شده : هر که مؤمن مسافرى را کمک دهد خدا هفتاد و سه گره کارش را بگشاید و در دنیا از غم و هم پناهش دهد و گرفتارى بزرگ او را برطرف سازد روزی ( قیامت ) که همه مردم در خود فرو رفته‏اند. (آداب و سنن-ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار ص 175 )

 

7- مثبت اندیشی :

خوش بینی که نشانه سلامت روان است، می تواند شادی را افزایش دهد. منفی بافان همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند و با عینک بدبینی، به اطراف می نگرند. اشتباهات کوچک را بزرگ می شمارند و زندگی را در کام خودو دیگران تلخ می کنند. اما مثبت اندیشان، همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و خطاها و لغزش های دیگران را نادیده می گیرند و زندگی را نشاط انگیز می نمایند.

 

امام صادق علیه السّلام در خصوص علامت حسن ظن می فرماید :

 

علامت حسن ظنّ و نشانه اتّصاف آدمى به این وصف شریف، آن است که به هر چه نظر کند غیر خوبى نبیند و عیب بین نباشد.( شرح‏مصباح‏الشریعة ص : 516)

 

بخش دوم : راه حلهای مادی

 

8- رفاقت (جلسات انس)

از اموری که در انبساط روح و روان، آرامش و زدودن غم و اندوه در انسان مؤثر است، داشتن دوستان با صفا و اهل معرفت، شادی و برقراری جلسات انس و گفتگوهای صمیمانه با آنان است؛ زیرا صفای زندگی را در همدمی با رفیق نیک می‌توان یافت.

 

امیر مؤمنان علی(ع) دوست خوب را نجات‌بخش انسان از تنهایی و غم و اندوه می‌داند و می‌فرماید: «الإخْوَانُ جَلاءُ الْهُمُومِ وَ الأحْزَانِ؛ برادران، برطرف کننده زنگار غم و اندوه‌اند.»( عیون الحکم والمواعظ، علی بن محمد اللیثی الواسطى، تحقیق حسین حسنی بیرجندى، قم، دارالحدیث، چ1، 1376ش، ص 65.)

 

9- خود آرایی و نظافت:

نظیف بودن و آراستگی ظاهر(چهره، لباس و...) از جمله چیزهایی است که در آموزه‌های دینی نسبت به آن سفارش فراوان شده است؛ که البته با کمال تأسف امروزه برخی به بهانه اسراف و توجیهات اشتباه دیگر، با ظاهری ژولیده و چه بسا زننده مشاهده می‌شوند که به نظر می‌رسد تمیزی و نظافت را با به روز بودن و لباسهای گرانقیمت پوشیدن و امثال آن اشتباه گرفته‌اند. در هر صورت ما به روایات مراجعه کرده و قضاوت را بر عهده خواننده می‌گذاریم.

 

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّل وَ یُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُس، فَاِنَّ اللهَ اِذَا اَنْعَمَ عَلَی عَبْدِهِ نِعْمَةً أَحَبَّ اَنْ یَرَی عَلَیْهِ اَثَرَهَا. قِیلَ: کَیْفَ ذَلکَ؟ قالَ: یُنَظِّف ثَوْبَهُ وَ یُطَیِّب رِیحَهُ وَ یُجَصِّص دارَهُ وَ یَکنِس اَفْنِیَتَهُ؛( مکارم الاخلاق، شیخ طبرسى، نشر شریف رضى، چ6، 1392، ص 41.)خداوند زیبایی و آراستگی را دوست دارد و کثیفی و ژولیدگی را دشمن دارد، خداوند دوست دارد وقتی به بنده خود نعمتی می‌دهد اثر آن را در او مشاهده کند (و بنده آن نعمت را نمایان سازد.) پرسیدند: این ظاهر کردن نعمت به چه چیز است؟ فرمود: لباسش را تمیز کند، خود را معطر سازد، و خانه‌اش را گچ‌کاری کند و فضای جلوی خانه را جارو کند... .»

 

حضرت علی(ع) با اشاره به فرح بخشی جلوه‌های گوناگون طبیعت می‌فرماید: زمین به وسیله باغهای زیبای خود، همگان را به سرور و شادی دعوت می‌کند و با لباس نازک گلبرگها که بر خود پوشیده است، هر بیننده‌ای را به شگفتی وا‌می‌دارد و با زینت و زیوری که از گلوبند گلهای گوناگون خود را آراسته است، هر بیننده‌ای را به نشاط و وجد می‌آورد.»

 

10- رژیم غذایی مناسب :

پس از طوفان نوح، زمانی که آب فروکش کرد و استخوان های مردگان نمایان شد، حضرت نوح با دیدن آن صحنه بسیار بی‌تاب و اندوهگین گشت؛ پس خدای تعالی به او وحی کرد که: انگور سیاه بخور تا غمت زدوده شود.» (کافى، ج 6،‌ص 351)

 

امام صادق(ع) نیز می‌فرماید: «شَکَی نَبِیٌّ مِنَ الْاَنْبِیَاءِ اِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَمَّ، فَأمَرَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَکْلِ الْعِنَب؛ یکی از پیامبران از غم و اندوه به درگاه خداوند شکوه کرد؛ خداوند به او دستور داد انگور تناول کند.» (کافى، ج6،‌ص 351)

 

همچنین خوردن کشمش،( خصال، ص 344) روغن زیتون،( عیون اخبار الرضا(ع)، شیخ صدوق، نشر اعلمى، بیروت، چ1، 1404، ج 1، ‌ص 39.) گلابی (وسائل الشیعه، ج 25، ص166.)و... برای زدودن غم و اندوه سفارش شده است.

 

 

11- سفر و گردش در طبیعت:

سیر و سفر و تغییر محیط و جابجایی، زندگی را از یک نواختی ملال آور خارج می کند و نشاط و شادکامی را به ارمغان می آورد. علاوه بر اینکه مشاهده جلوه های طبیعت که تجلیات خداوند است, این نشاط را دو چندان می نماید .


حضرت علی(ع) با اشاره به فرح بخشی جلوه‌های گوناگون طبیعت می‌فرماید: «فَهِیَ تَبْهَجُ بِزِینَةِ رِیَاضِهَا وَ تَزْدَهِی بِمَا اُلْبِسَتْهُ مِنْ رَیْطِ أزَاهِیرِهَا وَ حِلْیَةِ مَا سُمِطَتْ بِهِ مِنْ نَاضِرِ أنْوَارِهَا وَ...؛ زمین به وسیله باغهای زیبای خود، همگان را به سرور و شادی دعوت می‌کند و با لباس نازک گلبرگها که بر خود پوشیده است، هر بیننده‌ای را به شگفتی وا‌می‌دارد و با زینت و زیوری که از گلوبند گلهای گوناگون خود را آراسته است، هر بیننده‌ای را به نشاط و وجد می‌آورد.»( نهج البلاغه، خطبه 91) .

 

همچنین می‌فرماید: «النَّظَرُ إلَی الْخُضْرَهِ نُشْرَةٌ؛ نگریستن به سبزه‌ها مایه شادمانی است.»( وسائل الشیعه، ج2، ص 143)

 

12- ورزش

از دیگر اموریکه باعث از بین رفتن دلتنگی و اندوه می شود ورزش است در روایتی که عوامل برطرف کننده دلتنگی و غم اندوه ذکر گردیده به اموری همچون پیاده روی ، سوارکاری و شنا تصریح شده است (نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر ص 103 )

 

کارشناسان نیز معتقدند تمرینات ورزشی با حالات روانی رابطه دارد؛ زیرا این تمرینات باعث کم شدن سطح کورتیزول می شود وسروتونین را که از آن به هورمون شادی تعبیر می شود افزایش می دهد.

 

13- پرهیز از بیکاری و بی برنامگی

به بطالت گذراندن اوقات ، پرخوابی ،تنبلی ، بی کاری و بی برنامگی در زندگی به مرور زمان ناراحتی و دلتنگی به دنبال دارد .

 

الإمام الکاظم «ع» فرموده اند : إنّ اللَّه عزّ و جلّ لیبغض العبد النّوّام، إنّ اللَّه لیبغض العبد الفارغ..« وسائل» 12/ 37.» خداى بزرگ از بنده پرخواب بیزار است، خدا از بنده بیکار متنفّر است. (الحیاة با ترجمه احمد آرام ج‏5 493 ).

 

منبع: تبیان

ویژگی‌های یاران خاصّ حضرت مهدی(عج)

یار

انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف, بزرگترین قیامی است که بشریت در تاریخ، نظاره گر آن خواهد بود, و چنین انقلاب عظیمی را باید دارای افراد شایسته و خاص یاری کنند. با اندکی تأمل در میان روایات تبیین کننده‌ی تعداد و احوال یاران حضرت مهدی علیه السلام, این امر که تعداد یاران خاصّ حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف), سیصد و سیزده نفر است؛ به وضوح تبیین گردیده است. در میان این دسته از روایات برای این افراد ویژگی ها و خصوصیاتی ذکر گردیده که تا حدودی, حاکی از تمایز و خاص بودن این افراد می باشد. در ادامه به گوشه ای از این روایات اشاره می گردد.

1- جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «بین رکن و مقام سیصد و اندی به عدد اهل بدر با قائم(عجل الله فرجه الشریف)  بیعت خواهند کرد, در میان آنان نجیبانی از اهل مصر, و ابدالی از اهل شام, و اخیاری از اهل عراق وجود دارد, آن گاه دین را تا مقداری که خداوند بخواهد بر پا خواهند داشت.»[1]

2- امیرالمومنین علی علیه السلام در خصوص ویژگی های یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) می فرماید: «یاران مهدی جوان هستند و پیر در میان آنها وجود ندارد, مگر فقط به مقدار سرمه در چشم و نمک در توشه راه, و کمترین چیز در توشه راه, نمک است».[2]

مفضل بن عمر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: آیه ی ««... فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ  أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ...» [3] در باره ی آن عده از اصحاب امام قائم(عجل الله فرجه الشریف) که غائب هستند نازل شده است که ناگاه شب هنگام از بسترهایشان غایب می شوند و صبح در مکه هستند, بعضی از آنها در میان ابر حرکت می کنند, اسم آنها, نام پدرشان و سیما و قیافه و نسبشان شناخته می شود.» مفضل می گوید: عرض کردم : «فدایت شوم, ایمان کدام یک قویتر است؟» فرمود: «آنکه در میان ابر حرکت می کند».[4]

جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «... به خدا سوگند 313 تن از مردان نزد او می آیند, که در میان آنان پنجاه زن نیز هستند....». [5]

3- امام صادق علیه السلام در وصف یاران خاصّ حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) فرمود: «مردانی که گویی قلب هایشان مانند پاره های آهن است. هیچ چیز نتواند دل های آنان را نسبت به ذات خداوند گرفتار شک سازد. سخت تر از سنگ هستند. اگر بر کوه ها حمله کنند, آنها را از هم خواهند پاشید ... گویی که بر اسبان خود مانند عقاب هستند. بر زین اسب امام دست می کشند و از این کار برکت طلب می کنند. گرد امام خویش چرخیده, در جنگ ها جان خود را سپر او می سازند و هر چه بخواهد برایش انجام می دهند. مردانی که شب ها نمی خوابند؛ در نمازشان همهمه ای چون صدای زنبور عسل دارند. شب ها بر پای خویش ایستاده و صبح بر مرکب خود سوارند. پارسایان شب اند و شیران روز. اطاعت آنان در برابر امام شان, از اطاعت کنیز برای آقایش زیادتر است. مانند چراغ ها هستند .... گویی که دل های شان قندیل است. از ترس خدا بیمناک و خواهان شهادت اند. تمنای شان شهید شدن در راه خدا است. شعارشان این است: «ای مردم! برای خون خواهی حسین به پا خیزید». وقتی حرکت می کنند, پیشاپیش آنان به فاصله یک ماه ترس و وحشت حرکت کند, آنان دسته دسته به سوی مولا می روند. خدا به وسیله آنان امام راستین را یاری می فرماید».[6]

ظهور

از مجموع روایاتی که در باب معرفی یاران و اصحاب حضرت ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف) در دست است, صفات و ویژگی های این بزرگان را می‌توان اینگونه بیان کرد:

1- آنان از مناطق مختلف جهان به صورتی خارق العاده گرد هم می آیند.

2- آنها نخستین بیعت کنندگان با حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) هستند.

3- آنان سرسپردگان ویژه و مدافعان خاصّ حضرت حجت (عج) هستند.

4- آنان پرچم داران و حاکمان روی زمین از طرف حضرت مهدی (عج) هستند.

5- آنان مصداق عذاب الهی برای ستمگرانند.

6- به عنوان یکی از شرایط ظهور, فراهم آمدنشان, نشان از قطعی شدن ظهور دارد.

7- آنان در پرتو عنایت های الهی همواره پیروز میدان نبرد خواهند بود.

8- آنان دارای روحی تأئید شده از طرف خداوند هستند که هرگز تردیدی درباره ی حقّ در آنان راه نخواهد یافت.

9- ایشان در مبارزه با دشمنان و از بین بردن آنها, کارگزاران آن حضرت در روی زمین خواهند شد.

10- بیشتر یاران حضرت در سن جوانی اند و بزرگسالان در میان آنان کم هستند. این یاران دارای افکاری متحد و دیدگاههایی یکنواخت بوده و دل هایشان به هم پیوسته است.

11- حضور زنان در میان یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف), خود حاکی از دو نکته است:

الف) زنان که در طول تاریخ از حقوق خویش محروم بودند و شخصیت آنان تحقیر گشته بود, در دوران آن انقلاب بزرگ, شخصیت واقعی خویش را باز خواهند یافت و به عنوان کارگزاران اصلی تحوّل عظیم, در جامعه جهانی شرکت خواهند داشت. این موضوع اهمیت ویژه ای دارد که ارزش واقعی و پایه قدرت و توانمندی نوع زن و ارزشیابی استعدادهای او را مشخص می سازد.

ب) زنان اگر در جهاد و رویارویی مستقیم شرکت نکنند, در دیگر پست ها و مسئولیت ها و سازندگی ها, می توانند مشارکت داشته باشند. همچنین در گسترش فرهنگ اسلامی, تبیین خطوط اصلی دین, آموزش معارف الهی و جایگزین ساختن معیارها و اصول انقلاب مهدوی, می توانند کارآمد بوده و نقش های اصلی و برجسته ای را بر عهده گیرند و در دوران ظهور, شایستگی شرکت در آن حرکت بزرگ و کمک رساندن به داعی حق را داشته باشند. [7]

 

پی نوشت:

1. مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج52, ص334, ح64 و نیز: الغیبةللطوسی, ص476

2. النعمانى, محمد بن ابراهیم، الغیبة، تهران، مكتبة الصدوق، 1397ق, صص 316و 315, ح10

3. بقره/148: « ... پس در كارهاى نیك بر یكدیگر پیشى گیرید. هر كجا كه باشید، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مى‏آورد ....»

4. مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص286, ح21

5. تفسیر عیاشی, ج1, صص64و65, ح117

6. مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص308, ح82

7. ر.ک: سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, صص 259-261

شهربانو زندلشنی 

بخش مهدویت تبیان

بیت آخر آن قصیده بلند!

امام زمان

شیعه مرتضی علی (علیه السلام) زبان دعبل را شمشیر اهل بیت (علیهم السلام) بر می شمردند در برابر جور و ستم بنی امیه و بنی عباس، خاندان خزاعی وارسته، شاخص و بی پروا بودند و دعبل خزاعی شاعر نامی شیعه حاکمان بانفوذ خلیفه را نیز از شعر های هزل و طنز خود بی نصیب نمی گذاشت.

دلدادگی دعبل به علی بن موسی الرضا (علیه السلام) او را به همراه کاروانی راهی مرو می کند تا به زیارت مولا و مقتدایش نائل شود. دعبل با همراهی دوستان وارد طوس می شود و فرستاده ای از جانب اباصلت او را به محضر امام رضا (علیه السلام) راه نمایی می کند. دعبل قصیده ای پیشکش آورده است با صدو بیست و یک بیت تحت عنوان "مدارس آیات" که با اذن امام در محضر ایشان می‌خواند.

دعبل بن على خزاعى می گوید: براى مولاى خود حضرت رضا (علیه السلام) قصیده ام را خواندم كه اولین بیتش با این مضمون بود.

«مدرسه‏هاى آیات الهى كه از تلاوت تهى شده است و محل نزول وحى كه خالی است از عرصه‏هایش»

و چون به این بیت رسیدم

«امامی از آل محمد (صلی الله علیه و آله) به یقین خروج خواهد کرد، او به برکت اسم اعظم الهی و به برکت نصر آسمانی به پا می خیزد حق و باطل را از هم جدا می کند و همه را بر شادخواریها و کین توزی ها کیفر می دهد.»

(در این هنگام) حضرت رضا على بن موسى (علیه السلام) سخت گریست و سپس سرش را به جانب من برگرداند و فرمود:

اى خزاعى در این دو بیت روح الامین به زبانت سخن گفته است آیا میدانى این امام كیست و كى قیام می كند؟

عرض كردم نه اى مولایم فقط شنیده ام امامى از شما ظهور می كند كه زمین را از فساد پاك می كند و آن را از عدالت پر می كند همان طور که از ستم پر شده است.

(امام) فرمود اى دعبل امام بعد از من محمد است و پس از محمد فرزندش على است و بعد از على پسرش حسن (عسکری) و پس از حسن پسرش حجت قائم است. 

اوست كه در غیبتش (مردمان) در انتظار اویند و در زمان ظهورش همه مطیع او می شوند.

اگر از دنیا جز یك روز نمانده باشد خدا همان روز را آن قدر طولانى می كند تا (قائم) ظهور كند و زمین را پر از عدالت كند چنانچه از ستم پرشده است ... از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) سۆال شد چه موقع قائم از ذریه‏ات خروج می كند؟ فرمود مثل ظهور مثل قیامت است که جز خدا کسی زمانش را آشکار نمی کند و به ناگهان فرا می رسد.

در ادامه قصیده دعبل بیتی را نثار حضرت موسی بن جعفر (پدر بزرگوار امام هشتم) می کند با این مضمون:

«و قبرى در بغداد است از آن نفس طیب و طاهر كه خداوند بخشاینده آن نفس پاک را در غرفه‏هاى بهشت جای داده است.»

حضرت رضا به دعبل فرمود: در این جا دو بیت به قصیده‏ات بیفزایم كه به وسیله آن معنی اش کامل شود؟ دعبل عرض كرد چه ابیاتی یا ابن رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله)

آن حضرت فرمود:

«و قبری هم در شهر طوس خواهد بود که وامصیبتا از آن قبر

مصیبت های صاحب آن قبر همواره در دل آتش می زند

تا این که به حکم پروردگار قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله ) از ما مبعوث گردد

تا غم ها و اندوه ما پایان یابد و داد ما را از ستم گران بگیرد.»

دعبل عرض كرد یا ابن رسول اللَّه، این قبرى كه در طوس است از آن كیست؟

حضرت رضا علیه السلام فرمود:

قبر من است دیری نخواهد گذشت تا آنكه طوس محل رفت و آمد شیعیان و زوار من گردد.

بدان که هر كس در این دار غربت مرا در طوس زیارت كند روز قیامت هم درجه من باشد و آمرزیده گردد.

دعبل پا به دوران کهنسالی گذاشت در حالی که سال ها از شهادت غریبانه امام رضا (علیه السلام) می گذشت. از هنگام شهادت مولایش کمتر کسی لبخند بر لبانش دیده بود، او همچنان در اشعارش به مدح اهل بیت عصمت (علیهمالسلام) می پرداخت و خلفای عباسی را که عامل شهادت امام می دانست هجو می نمود.

فرآوری: زهره رجب زاده

بخش مهدویت تبیان   

صفات شیعه

پسر فضال گويد شنيدم حضرت رضا عليه السّلام مى‏فرمود هر كه بدور شده از ما نزديك شود و يا از وابستگان ما دورى كند يا كسى را كه بما عيب مى‏بندد ستايش نمايد يا بدشمن ما بخشش كند از ما نيست و ما هم از او نيستيم. صفات الشیعه با ترجمه ص 7

زيد پسر ارقم گويد پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود هر كه براستى لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ بگويد بهشت براى او است و ميزان درستى گفتن لا اله إلا اللَّه‏اش بآنست كه از ناشايست‏ها دورى كند.        صفات الشيعة با ترجمه، ص: 5

مفضل گويد امام صادق عليه السّلام مى‏فرمود: پيروان جعفر عليه السّلام كسانى هستند كه شكم و فرج خود را از حرام نگه ميدارند و كوشش آنها در راه بندگى خدايشان زياد است و اميد بمزد پروردگار و ترس از شكنجه او را دارند اگر چنين مردمى را ديديد اينان پيروان جعفر بن محمّداند.             صفات الشيعة با ترجمه، ص: 11

سندى پسر محمد گويد گروهى بدنبال امير المؤمنين عليه السّلام ميرفتند.آنها را ديد و فرمود شما كيستيد گفتند يا امير المؤمنين پيروان شمائيم فرمود چرا نشانى پيروان خود را بر شما نمى‏بينم عرض كردند نشانى پيروان شما چيست؟

فرمود: از شب‏زنده‏دارى زرد چهره و از زيادى روزه‏دارى لاغر ميان‏اند و از بسيارى ذكر خدا گفتن لبهايشان خشك و چروكيده و بر آنان گرد بيم و ترس خدا نشسته است.               صفات الشيعة با ترجمه، ص: 10

 

صفوان پسر مهران گويد امام صادق عليه السّلام فرمود مؤمن كسى است كه چون خشمگين شود خشمش او را از جاده راست بدور نكند و چون راضى شود خرسنديش او را در باطل فرو نمى‏برد و چون توانائى يابد بيش از مال و حق خود را دست نميزند.                 صفات الشيعة با ترجمه، ص: 26

پسر عمار گويد امام صادق عليه السّلام مى‏فرمود: خداوند بزرگ مؤمن را از بلاهاى سراى ناپايدار نگه نمى‏دارد ليكن او را از كورى در آن سرا نگه خواهد داشت.            صفات الشيعة با ترجمه، ص: 33

محمّد پسر سليمان گويد از امام صادق عليه السّلام شنيدم مى‏فرمود زمستان بهار مؤمن است چون شبهائى دراز دارد و باو نيرو مى‏دهد كه شب زنده‏دار باشد. .              صفات الشيعة با ترجمه، ص: 33

حارث پسر دلهاث آزاد كرده امام رضا عليه السّلام گويد شنيدم حضرت ابا الحسن عليه السّلام مى‏فرمود مؤمن نيست كسى مگر اينكه سه رفتار در او باشد روشى‏ از خدا و سنتى از پيغمبر خدا و آئينى از ولى خدا، اما روشى از خدا پوشاندن اسرار است خداوند در قرآن مى‏فرمايد عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً  إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ «1» و روشى از پيغمبر خدا مداراى با مردم بود و خداوند پيغمبر خود را با سازش و راه آمدن با مردم سفارش كرد و فرمود خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ «2» و اما آئين ولىّ خدا صبر در سختى‏ها و بلاها است و خدا مى‏فرمايد وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ «3»      صفات الشيعة با ترجمه، ص: 38

حمران پسر اعين گويد امام صادق عليه السّلام فرمود امام سجاد عليه السّلام در خانه خود نشسته بود گروهى درب خانه را كوبيدند فرمود اى كنيز نگاه كن‏ كوبنده درب كيست عرض كردند گروهى از پيروان شمايند با شتاب چنان از جاى برخاست كه نزديك بود بر زمين افتد و چون درب را باز و بايشان نگاه كرد برگشت و فرمود دروغ مى‏گويند نشانى تشيع آنان چيست و نشانه بندگى و اثر سجودشان كجا است، پيروان ما به زيادى بندگى و ژوليدگيشان شناخته ميشوند (منظور آنكه بظاهر خود زيادى پاى‏بند نبوده و توجه بيشترشان بعوالم معنوى و اخروى است) زيادى بندگى پروردگار بينى‏هاى آنان را زخم نموده و جبين و جاهاى سجودشان پينه بسته از روزه‏هاى بسيار و ايستادن در پيشگاه پروردگار و دوام اذكار لاغر ميان و لب‏خشگانند، بندگى يزدان چهره‏هاى آنان را درهم كشيده و بيدارى شب جوانى آنها را دگرگون نموده و روزه بودن در روزهاى گرم بدنهاى آنها را گداخته هنگامى كه مردم خاموشند آنان تسبيح گويند و چون مردم در خوابند آنان در نماز بسر مى‏برند و زمانى كه آفريدگان مسرورند آنان اندوهگينند، به بسيارى بركنارى از دنيا شناخته مى‏شوند سخنان آنها رحمت و سرگرمى آنها به بهشت است.

  صفات الشيعة با ترجمه، ص: 29

ابى بصير گويد بر امام صادق عرض شد پيروان خود را براى ما بستاى‏ فرمود پيروان ما كسانى هستند كه صدايشان كوتاه و از گوششان نمى‏گذرد و كينه آنها از دستهايشان رد نمى‏گردد (و بديگرى برخورد نمى‏كند) كار خود را بر ديگران بار نميكنند و كل مردم نمى‏شوند بجز از برادران دينى از كسى ديگر پرسش و درخواست نميكنند اگر چه از گرسنگى بميرند، پيروان ما مثل سگ پارس نميكنند و مانند كلاغ آزمند نيستند پيروان ما در زندگانى سبكبال و خانه بدوشند آنها را در دارائيشان براى ديگران حقى معلوم كرده‏اند و با يك ديگر انس مى‏گيرند و هنگام مرگ ناله و بى‏تابى نميكنند در گورهايشان يك ديگر را ديدار ميكنند عرض شد فدايت شوم كجا اينها را بجوئيم فرمودند و در اطراف زمين و بين بازار چنان كه خداوند فرمود أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ «1»               صفات الشيعة با ترجمه، ص: 18

 

امام صادق بگفته از پدرانش فرمود مردى از ياران امير المؤمنين عليه السّلام بنام همام كه بسيار در بندگى پروردگار كوشا بود عرض كرد يا امير المؤمنين پرهيزگاران را چنان برايم بسته‏اى كه گويا خود آنها را مى‏بينم امير المؤمنين عليه السّلام‏ در پاسخ تأملى كرد و سپس فرمود يا همام تو خود پرهيزگار و نيكوكار باش كه خداى با پارسايان و نيكوكارانست همام عرض كرد يا امير المؤمنين سوگند به آن كسى كه ترا بزرگ داشته و برگزيده و مورد مهر خود قرار داده و ترا بر ديگران برترى داده آنان را براى ما بستاى.

امير المؤمنين بر پا خاست و سپاس و ستايش پروردگار را بجا آورد و بر پيمبر بزرگ درود فرستاد و سپس گفت خداوند بى‏همتا آفريدگان را آفريد در حالى كه از بندگى آنان بى‏نياز بود و نافرمانى آنها باو گزندى نميرسانيد چون نافرمانى گنهكار آسيبى باو نميرساند و فرمانبرى فرمانبران بهره‏اى براى او ندارد، وسائل زندگانى را بين ايشان پخش نمود و هر كس را در جهان مقامى در خود او بداد آدم و حوّا را از بهشت بسراى دنيا فرود آورد مزد به گناهشان هنگامى كه آنان را از خوردن گندم پرهيز داده بود و نپذيرفتند و نافرمانى كردند، پارسايان را بر ديگران برترى داد، سخن براستى گويند، زندگى بصرفه‏جوئى گذرانند و رفتار آنان با آفريدگان بفروتنى است براى خداوند بندگانى فروتنند از دنيا بريده و خود را براى سراى بازپسين آماده كرده‏اند چشمهاى خود را از آنچه خدا حرام كرده‏ مى‏پوشانند گوشهاى خود را بشنيدن دانشهاى سودمند فرا داشته‏اند در دشوارى و بلد چنان دلشادند كه ديگران در خوشى و نعمت بخواسته خدا خرسندند و اگر مرگ مقدر خداوندى پاى‏بند آنان نبود از بيم شكنجه و شوق مزد پروردگار يك چشم بهم زدن جان در كالبدشان نمى‏ماند خداوند در دل آنان بسيار بزرگست و براى همين جز خدا در پيش آنان كوچك است باورشان به بهشت چنانست كه گويا او را ديده و در آن بهره‏مند و آرميده‏اند و باور آنها به دوزخ چنانست كه گويا او را ديده و در آن آزار كشيده‏اند دلهاى آنان از جدائى يار حقيقى اندوهگين و مردمان از شرّ ايشان بركنارند از زيادى كوشش بدنهائى لاغر دارند و مورد نيازشان از اين سراى ناپايدار كم است، روانشان بعفت آراسته و رنج آنها در اين دنيا زياد است روزى چند با دشوارى شكيبا باشند تا در پى آن آسايشى دراز بدست آورند بازرگانى بس سودمندى دارند كه خدايشان راهنمائى كرده و براى آنان ميسر فرموده چون دنيا بآنان رو آورد از او سر به پيچانند و در دنيا آنان را دنبال كند و آنها براى نپذيرفتن او را بستوه آوردند اما در شب بر پاى ايستاده و متفكرانه كلام خدا را مى‏خوانند و دلهاى خود را با آن اندوهگين ساخته و دواى درد خويش را از آن جويند و بكمك‏ آن حال بر گناهان خود گريسته و اعضاء آنها خسته و رنجور مى‏گردد چون بآيات تهديد و شكنجه گذرند بدل گوش كنند آنچنان كه شكنجه پروردگار را بچشم مى‏بينند و پوستهاى آن‏ها ميلرزد و دلهايشان مى‏طپد و گمان ميكنند فرياد و خروش دوزخ در بن گوش آنها است و هنگامى كه بآيات رحمت الهى رسند دل بر وعده‏هاى آن سپرده و در آن طمع كرده و مشتاقانه بسوى آنها نگاه ميكنند كه گوئى معنى آن آيات در پيش چشمانشان هويدا است ترسان و خميده قامت خداوند بزرگ را ستايش كنند و در پيشگاه يزدان پاك بر سر زانو و يا خميده قد و يا بحال سجده دستها و جبين خود را بر خاك ميسايند، سر شك بر گونه‏هايشان جارى است و براى دور بودن از آتش دوزخ و شكنجه‏اش بخدا پناه برده و كمك مى‏خواهند و اما در روز دانشمندان شكيبا و بزرگواران پرهيزگارند ترس خدا اندامشان را چنان گداخته كه به بيماران مى‏مانند در صورتى كه بتن بيمار نيستند و جانشان رنجور عشق خدا است ديگران آنها را ديوانه مى‏پندارند و حال آنكه كار بزرگى مبهوتشان ساخته و بزرگى خدا دل و جانشان را مستغرق درياى حيرت نموده هنگامى كه در بزرگى خداوند و سترگى سلطنتش فكر ميكنند و دشواريهاى روز رستاخيز هم پيش چشمان آنان رژه ميرود دلهاى آنان بخروش آمده و كاسه شكيبائيشان لبريز ميگردد و خرد از سرشان پرواز ميكند و چون توفيق بندگى مى‏يابند بكردن. كارهاى نيك مى‏شتابند و به بندگى كردن كم خرسندى ندهند و كار خود را هم چيزى نه پندارند از خود بدگمان و بر رفتارهاى خود هراسانند اگر مردمان آنها را بكارهاى نيك بستايند بخود نگرفته و گويند من بخود از غير خود داناترم و خداى من از من بدرون من آگاه‏تر است، خدايا بگفته ديگران بر من مگير و مرا بهتر از آنچه گمان مى‏برند بگردان گناهان مرا كه بآن پى نبرده‏اند ببخشاى بدرستى كه تو داناى نهان و غيوب و پوشنده عيوبى و از نشانه‏هاى آنها اينست كه در كار دين نيرومند و پشتكار دارند و با نرمى بسيار، دور انديش در كار زندگانيند، در كار ايمان بمرتبه يقين و به پيدا كردن دانش مشتاق و با وجود زيركى، نرم و با مردم آسان گيرند در بخشش دلسوز و در توانگرى ميانه‏رو در بندگى پروردگار ترسان و در تنگدستى بردبار و در دشواريها شكيبا و بر رنجبران دلسوز و در راه خدا بخشنده‏اند در كسب، ملايم و در جويائى حلال كوشا و در سفر بسوى خدا سرخوش‏اند از آز بسيار بدورند هنگام توانائى و بر سر پا بودن نيكوكارند و زمان چيرگى شهوت از حرام چشم مى‏پوشند اگر كسى او را از روى نادانى بستايد فريفته نخواهد شد و كارهاى نيك خود را برخ كسان نمى‏كشد در كارهاى نفسانى و دنيوى آسانگير است كارهاى خوب را پيشه خود ساخته و باز هم هراسانست روز را بشب ميرساند و تمام كوشش او بجا آوردن سپاس خدا است صبح ميكند در حالى كه شب را بياد ايزد بسر مى‏برد خوابى ترسان ميكند و بآرزوى كردن كارهاى شايسته مسرورانه روز را آغاز ميكند شب بيمناك از غفلت خويش و روز خرسند بدريافت فضل و بخشش خداوندى و چشم براه آنست اگر نفس در بندگى و پرستش با او همراهى نكند او هم خواهش‏هاى او را بر نياورد خرسندى او در زندگانى جاويدان و طولانيست و دل بدان بسته و رغبت او در سراى پايدار و كناره‏گيرى او از سراى ناپايدار است دانش و بردبارى و خرد را بهم آميخته و او را مى‏بينى در حالى كه تنبلى از او بدور و نشاطش هميشگى آرزوهايش كوتاه و لغزش‏هايش كم است آماده كوچ بسفر سراى جاويد با دلى هراسان خداى خود را هميشه ميخواند و از گناهان خويش ترسان است در اين سرا بچيزى خرد سر فرود آورده و نادانى او كم است در كارهاى سراى ناپايدار آسان‏گير و در امور آن سرا سختگير است شهوت او مرده و خشم خود را فرو خورده كردار و رفتار او نيك و همسايه از او در امان و راحت است‏ گردنكش نبوده و آزادى بديگرى نميرساند خدا را زياد ياد ميكند و در كار آئين خود استوار است و آنچه را كه دوستانش بوى راز گويند با كسى در ميان نگذارد و گواهى خود را از دشمنان خويش هم دريغ ننموده و براى خدا رياكارانه كار نميكند و شرم و آزرم از او را بدور نمى‏شود مردن بنيكى و بخشش او چشم داشت دارند و از بدى كردن او آسوده‏اند اگر با مردم غافل نشيند نامش در گروه هشياران نوشته مى‏شود و اگر همنشين آگاهان باشد در شمار اهل غفلت نيست كسى كه بر او ستم كند مى‏بخشدش و چون او را محروم مى‏نمايد بخشش مى‏نمايد و كسى كه از او ببرد باو مى‏پيوندند، بردبارى او از او جدا نميشود و در كارى كه دو دل باشد شتاب نميكند از چيزهاى بدى كه مردم براى او انديشيده‏اند و بر آنها دانا شده مى‏گذرد نادانى از او بدور و گفتار او نرم است مردم را فريب نمى‏دهد نيكى او هميشه بمردمان ميرسد و در جلوى آنانست راستگو در گفتار و نيكوكار در كردار است كار خوب از او ريزان و كار بد از وى گريزانست، در تنهائى و كشاكش روزگار با وقار و در دشواريها و ناگواريها بردبار است در زمان توانگريش سپاسگزار است بر دشمن خود ستم نكند و در دوستى كوتاهى نمايد چيزى را كه از او نيست ادعا نميكند و حقى را كه بر او وارد است ردّ و انكار نمى‏نمايد بحقى كه ديگران بر او دارند اقرار ميكند بدون آنكه نيازى بگواه باشد چيزى را كه باو سپرده‏اند و بايد نگهدارد تباه نميسازد كسى را بنام زشت نخواند و بر هيچ كس ستم روا نمى‏دارد بديگران رشگ نمى‏برد و آزارش بهمسايگانش نميرسد كسى را بگرفتاريهايش شماتت و سرزنش نميكند براى بجا آوردن نمازهاى خود شتاب دارد و اداكننده سپرده‏ها است كه باو سپرده‏اند بناشايست‏ها نمى‏گرود و مردم را بكارهاى نيك و دورى از كارهاى زشت دستور مى‏دهد با نادانى دست بكارى نميزند و از راه راست گامى فراتر نمى‏نهد اگر خموش باشد در خاموشى اندوهگين نيست و اگر گويا شود جز راست نگويد بلند نخندد بآنچه برايش ميرسد قانع است در خشم افسار خويش را بنفس سركش نسپارد و هوى نفس بر او چيره نشود بخل او را بنده خود نسازد و در آنچه مال او نيست چشم ندوزد با مردم همنشينى ميكند براى آنكه بدانش خود بيفزايد يا بديگرى بياموزاند و چون خاموش شود براى آنست كه راه آشتى پويد پرسش او براى فهميدن است نه مشاجره خاموشى او براى ايجاد شگفتى در ديگران نسبت بخويش نيست كه (او را بزرگ و صاحب ظرفيت بپندارند) سخنرانى او براى خود فروشى بر ديگرى نيست اگر بر او ستم كنند بردبار باشد تا خداوند انتقام او را بازستاند نفس او از او در رنج و مردم از نفس او در راحتند نفس خويش را براى آماده كردن توشه آن سرا برنج افكند و مردم را از بد او راحت كند از كسى كه دورى گزيند براى پرهيزگارى و پاكدامنى است و بهر كه نزديك شود براى دلسوزى و مهربانى است نه دورى او براى گردنفرازى و نه نزديكيش براى فريب است بلكه بخوبان پيش از خود اقتدا ميكند و او خود پيشواى پارسايان و نيكوكارانست.

در اين هنگام همام نعره بزد و جان بداد امير المؤمنين عليه السّلام فرمود بخدا سوگند من از همين بى‏تابى و بى‏توانى بر او مى‏ترسيدم و دستور داد او را براى دفن آماده كنند و بر او نماز خواند و سپس فرمود پندهاى رسا با اهلش چنين ميكند گوينده‏اى عرض كرد يا امير المؤمنين چرا ترا گزندى نرسيد فرمود واى بر تو براى هر كسى مرگى است كه از او رد نميشود و سببى است كه از آن نمى‏گذرد خاموش باش و پر نگو كه شيطان بر زبان تو سخن مى‏گويد.

صفات الشيعة با ترجمه، ص: 18

 

علاء پسر فضيل گويد امام صادق عليه السّلام فرمود كسى كه كافرى را دوست داشته باشد خدا را دشمن داشته و كسى كه كافرى را دشمن بدارد خدا را دوست داشته سپس فرمود دوست دشمن خدا دشمن خدا است.

                        صفات الشيعة با ترجمه، ص: 9

 

 

 

نامه امام حسن عسكرى عليه السّلام به علىّ بن بابويه‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ و العاقبة للمتّقين و الجنّة للموحّدين و النّار للملحدين و لا عدوان الّا على الظّالمين و لا اله الّا اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ و الصّلوة على خير خلقه محمّد و عترته الطّاهرين.

امّا بعد اوصيك يا شيخى و معتمدى و فقيهى ابا الحسن علىّ بن الحسين بن بابويه القمىّ- وفّقك اللَّه لمرضاته و جعل من صلبك اولادا صالحين برحمته- بتقوى اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ فانّه لا تقبل الصّلاة من مانع الزّكاة و اوصيك بمغفرة الذّنب و كظم الغيظ و صلة الرّحم و مواساة الاخوان و السّعى في حوائجهم في العسر و اليسر و الحلم و التّفقّه في الدّين و التّثبّت في الامر و التّعاهد للقرآن و حسن الخلق و الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر، فانّ اللَّه عزّ و جلّ قال: لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ و اجتناب الفواحش كلّها و عليك بصلاة اللّيل فانّ النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اوصى عليّا عليه السّلام فقال: يا علىّ عليك بصلاة اللّيل عليك بصلاة اللّيل عليك بصلاة اللّيل و من استخفّ بصلاة اللّيل فليس منّا، فاعمل بوصيّتى و أمر شيعتى حتّى يعملوا عليه و عليك بالصّبر و انتظار الفرج فانّ النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قال: افضل اعمال امّتى انتظار الفرج، و لا تزال شيعتنا في حزن حتّى يظهر ولدى الّذى بشّر به النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بملاء الارض قسط و عدلا كما ملئت ظلما و جورا. فاصبر يا شيخى يا ابا الحسن علىّ و أمر جميع شيعتى‏ بالصّبر فانّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ و السّلام عليك و على جميع شيعتنا و رحمة اللَّه و بركاته و صلّى اللَّه على محمّد و آله»

امام حسن عسكرى عليه السّلام در اين نامه، پس از حمد خدا و درود بر پيامبر و عترت طاهرينش مى‏فرمايد:

اى فقيه مورد اعتماد من، على بن الحسين بن بابويه القمى، خداوند تو را به كارهاى مورد رضايتش توفيق دهد و از نسل تو، اولاد صالح بيافريند. تو را به رعايت تقوى و برپا داشتن نماز و اداى زكات وصيّت مى‏كنم، به رعايت تقوى و بر پا داشتن نماز و اداى زكات زيرا كسى كه زكات نپردازد، نمازش قبول نخواهد شد. و نيز تو را سفارش مى‏كنم به بخشايش گناه ديگران، و خويشتن‏دارى به هنگام خشم و غضب، ارتباط با خويشاوندان، تعاون و همكارى با برادران دينى و كوشش در رفع نيازهاى آنها در تنگدستى و گشاده‏دستى، بردبارى و كسب آگاهى و معرفت در دين. در كارها ثابت قدم و با قرآن هم‏پيمان باش، اخلاق خود را نيكو گردان و ديگران را به كارهاى شايسته امر كن و از پليدى‏ها باز دار، زيرا خداوند فرموده است: «در بسيارى از سخنان آهسته و در گوشى آنها، هيچ خيرى نيست مگر اينكه ضمن آن، به صدقه يا كار نيك و يا اصلاح بين مردم امر نمايند» [و بطور كلّى‏] تو را سفارش مى‏كنم به خوددارى از تمام معاصى و گناهان.

نماز شب را ترك مكن، زيرا پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در وصيّت خود به‏ علىّ عليه السّلام، سه مرتبه فرمود: «بر نماز شب مواظبت نما. و [آگاه باش‏] هر كس نسبت به نماز شب بى‏اعتنا باشد، از ما نيست» پس اى علىّ بن الحسين، تو خود به سفارشات من عمل كن و شيعيان مرا نيز دستور ده تا عمل كنند.

نيز تو را به صبر و پايدارى و انتظار فرج توصيه مى‏كنم، زيرا پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود: «بهترين كارهاى امت من، انتظار فرج است». شيعيان ما همواره در غم و اندوه به سر مى‏برند تا فرزندم ظهور كند، همان كسى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بشارت آمدنش را داده است. او زمين را از عدل و داد پر مى‏كند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است.

پس بار ديگر اى علىّ بن بابويه، تو را به صبر و استقامت توصيه مى‏كنم و تو نيز به همه شيعيان و پيروان مرا به صبر و استقامت فرمان بده. «به راستى زمين از آن خداست و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد به ارث مى‏دهد و عاقبت از آن پرهيزگاران است».

سلام و رحمت و بركت حقّ بر تو و بر همه شيعيان ما، و درود خداوند بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و آل او.

صفات الشيعه-ترجمه توحيدى، ص: 6

 

 

پسر ابى نجران گفت: از امام رضا عليه السّلام شنيدم كه فرمود:

هر كس با شيعيان ما دشمنى ورزد، با ما دشمنى ورزيده، و هر كس شيعيان ما را دوست بدارد، ما را دوست داشته، چون آنها از ما هستند و از سرشت ما خلق شده‏اند.

هر كس آنان را دوست بدارد، از ماست، و هر كس آنها را دشمن بدارد، از ما نيست. شيعيان ما به نور خدايى مى‏نگرند و در رحمت خداوند غوطه‏ورند و به كرامت الهى رستگارند. هيچ يك از شيعيان ما مريض نمى‏شود مگر اين كه ما به خاطر بيمارى او بيمار مى‏شويم، و مغموم و اندوهگين نمى‏شود مگر اين كه ما به خاطر غم و غصه‏اش اندوهناك مى‏شويم، و شاد نمى‏شود مگر اين كه ما به خاطر شادى‏اش فرحناك مى‏شويم. هيچ يك از شيعيان ما، در هر كجا كه باشد، چه در مشرق و چه در مغرب، از ما پنهان و غايب نيست. هر كدام از آنها از دنيا برود و از خود قرضى بجا گذارد، اداى آن بر عهده ماست و اگر مالى از خود بجا گذارد، تعلّق به وارثانش دارد. شيعيان ما كسانى هستند كه نماز بر پا مى‏دارند، زكات مى‏دهند، حجّ خانه خدا را بجا مى‏آورند،

ماه رمضان روزه مى‏گيرند، اهل بيت پيامبر را دوست مى‏دارند و از دشمنانشان بيزارى مى‏جويند. آنها اهل ايمان و تقوى و اهل ورع و پرهيزكاريند. هر كس [مقاله‏] آنها را نپذيرد، [دين‏] خدا را نپذيرفته و هر كس به آنها طعنه زند و سرزنششان نمايد، خدا را سرزنش كرده، چون اينها بندگان حقيقى خداوند و اولياى راستين او هستند.

به خدا سوگند، هر يك از آنها در جماعتى مثل قبيله ربيعه و مضر [كه به زيادى نفرات در عرب مشهورند] شفاعت مى‏كند و خداوند شفاعت او را در باره آنها مى‏پذيرد و اين، براى كرامتى است كه اينان در پيشگاه خدا دارند.

                        صفات الشيعه-ترجمه توحيدى، ص: 24

 

حامیان اوهن البیوت

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

آیت الله خامنه ای

خريد و فروش کالاهاى امريکايى چه حکمى دارد و آيا اين حکم شامل همه کشورهاى غربى مثل فرانسه وانگلستان هم مى‏شود؟ و آيا آن حکم مخصوص ايران است و يا در همه کشورها جارى است؟


ج: اگر خريد کالاهاى وارداتى از کشورهاى غيراسلامى و استفاده از آنها باعث تقويت دولتهاى کافر و استعمارگر که دشمن اسلام و مسلمين هستند، شود و يا قدرت مالى آنها را براى هجوم به سرزمين‌هاى اسلامى يا مسلمين در سرتاسر عالم، تقويت نمايد، واجب است که مسلمانان از خريد و بکارگيرى و استفاده از آنها اجتناب کنند، بدون اينکه فرقى بين کالايى با کالاى ديگر و دولتى با دولت ديگر از دولتهاى کافرى که دشمن اسلام و مسلمين هستند، وجود داشته باشد و اين حکم هم اختصاصى به مسلمانان ايران ندارد.

 آيا براى مسلمانان خريد کالاهاى اسرائيلى که در سرزمين اسلامى به فروش مى‏رسند، جايز است؟

ج: بر آحاد مسلمين واجب است که از خريد و استفاده از کالاهايى که سود توليد و فروش آنها عايد صهيونيست‏ها که با اسلام و مسلمين در حال جنگ هستند، مى‏شود، اجتناب کنند.

 اگر کالاهاى اسرائيلى در فروشگاههاى عمومى يک کشور اسلامى عرضه شود، آيا خريد آنها توسط مسلمانان در صورتيکه تهيه کالاهاى غيراسرائيلى مورد نياز که از کشورهاى ديگر وارد شده‏اند، امکان داشته باشد، جايز است؟


ج: بر آحاد مسلمين واجب است که از خريد و استفاده از کالاهايى که منفعت توليد و خريد آنها عائد صهيونيست‏ها که محارب با اسلام و مسلمين هستند، مى‏شود، اجتناب کنند.

آیت الله مکارم شیرازی

خرید و فروش از شرکت هایی که وابستگی روشنی به شرکت های اسرائیلی یا آمریکایی دارند جایز نیست . استخدام و هرگونه فعالیتی در چنین شرکت هایی حرام است.

آیت الله نوری همدانی

هر شرکت و موسسه ای که در راه تقویت دشمنان اسلام اقدام نماید و سود به دست آمده {را} در مسیر تضعیف اسلام و نظام اسلامی به کار می گیرند فعالیت آنان جایز نیست و هرگونه همکاری با آنها حرام است.

آیت الله فاضل لنکرانی

هرگونه امر اقتصادی و تجاری که در رابطه با این رژیم باشد حرام مسلم است.

 

 

برخی از شرکت هایی که با رژیم صهیونیستی همکاری مالی و اقتصادی جدی دارند.

کمپانی تولید مواد تغذیه ای

کمپانی فیلم سازی

 

timberland logo

 

 

تولید کننده پوشاک کفش کیف و ...

 

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله وسلم

شب شهادت حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) در نجف آباد سخنرانی داشتم که آن جا سروده ای از برادر عزیز حجت الاسلام والمسلمین حاج محمد قائمی(رحمت الله) را درباره حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) خواندم که برخی برادران آن را طلب کردند. امید است به عهد خود وفا کرده باشم.
این سروده در حالت ناز ودلال است که عاشق را بر این رفتار توبیخ نکنید بلکه زیبنده اوست آن چه گوید و آن کند. ناگفته نماند که چند بیت را به احترام برادرم، محمدآقا حذف کرده ام که این اندازه بر او ولایت ندارم که خود داشت.

مهدی جان

عاشق روی توام از دل جان مهدی جان(عج)         رُخَت ازمن زچه داری تو نهان مهدی جان(عج)

مانع دیدن روی توأم ار هست گناه                        رخ نمودی ز چه بر راهزنان1 مهدی جان(عج)

من اگر کافرم این مانع دیدار تو نیست               چهره بر عُطوه2 نمودی تو عیان مهدی جان(عج)

سبب سوختنم از غم هجرت چه بُود؟                   نظری کن تو به دریوزه کنان مهدی جان(عج)

مُنکرت روی تو بیند، ز چه من محرومم؟                     آمدم بر در تو [آه] کشان مهدی جان(عج) 

از تو آزردن عاشق نه سزاوار بود                        خسته هجر توأم از دل وجان مهدی جان(عج)

پور کاشف3 که سگ روسیه و عاشق توست         بدرت ناله کنان کرده مکان مهدی جان(عج)

1. برای اطلاع از تشرف راهزنان به کتاب شریف نجم الثاقب، محدّث نوری مراجعه کنید.
2. برای اطلاع از تشرف عطوه به کتاب شریف نجم الثاقب، محدّث نوری مراجعه کنید.
3. پور کاشف تخلّص جناب قائمی عزیز است، سلام خدا بر او که واله و شیدای مهدی سلام الله بود.  

به نقل از مرتضی آقا تهرانی

 

برخی از آیاتی که به امام زمان تاویل شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

علایم ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)در قرآن


بسیاری از جوانان همواره در پی این مسآله هستند که آیا قرآن به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) اشاره‌ای داشته است یا خیر؟! باید گفت که آیات بسیاری درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در قرآن وجود دارد. و بعضی تا 250 آیه از آیات قرآن را مرتبط به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دانسته اند.

در این یادداشت تنها به چند آیه به نقل از کتاب مهدی موعود، نوشته علامه مجلسی اشاره می‌شود.


امام زمان

سوره هود آیه 8

وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِۆُنَ؛ اگر عذاب را تا مدت معینى (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت چه چیز آن را بازداشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) بدانید روزى که عذاب مى‏آید از آنها برداشته نمیشود، بلکه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن میکردند خواهند دید.

از امیرالمۆمنین امام علی(علیه السلام) روایت شده که در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است که سیصد و سیزده نفر می‌باشند.

امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده اند: این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او می باشند. که برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى 313 تن می‌باشند).

سوره ابراهیم آیه 5

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ موسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى کفر درآورده بوادى نورانى ایمان رهبرى کند، و آنها را بروزهاى خداوندى متذکر گرداند که در آن آیاتى است براى هر صبرکننده شکرگزارى.

در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده که فرمود «ایام اللَّه» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.

سوره انبیاء آیه 105

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از کتب آسمانى سابق نوشتیم که: زمین را بندگان صالح ما ارث می‌برند.

و اینان قائم آل محمد و یاران او میباشند.

خداوند به پیغمبرش دستور داد که لزوم دوستى جانشین خود «امیر المۆمنین» را به مردم اعلام کند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است

سوره حج آیه 33

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ؛ با آنان که ستم دیده‏اند اگر پیکار کنند، اجازه جنگ داده شده و خداوند قدرت بر یارى آنها دارد.

ابن ابى عمیر از عبد اللَّه بن مسکان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود: او قائم آل محمد است که براى خونخواهى امام حسین علیه السّلام قیام می کند.

سوره صف آیه 8

یُرِیدُونَ لِیُطْفِۆُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ؛ مى‌‏خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش کنند ولى خدا کامل‏ کننده نور خویش است، اگر چه کافران را ناخوش آید.

از حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام معنى آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِۆُا نُورَ اللَّهِ را پرسید، حضرت فرمود: مقصود دوستى امیرالمۆمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنى خداوند امامت را به آخر می‌رساند بدلیل آیه شریفه: الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا که مقصود از نور همان امام است.

محمد بن فضیل می‌گوید: عرض کردم: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ» یعنى چه؟ فرمود: یعنى خداوند به پیغمبرش دستور داد که لزوم دوستى جانشین خود «امیرالمۆمنین» را به مردم اعلام کند، و دوستى وصى پیغمبر «دین حق» است.

عرض کردم «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» چیست؟ فرمود: یعنى خداوند بهنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز می‌گرداند. چنان که خود فرموده: «وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» یعنى خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میکند «وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ» یعنى هر چند دشمنان على این را نخواهند.

عرض کردم: اینکه می‌فرمائى تنزیل و ظاهر معنى قرآن است! فرمود: آرى آنچه که گفتم تنزیل و ظاهر معنى قرآن است.

امام زمان

سوره ملک آیه 30

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماۆُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ؛ مَعِینٍ اى پیغمبر! به مردم بگو: به من بگوئید: اگر آبى که در دسترس دارید در زمین فرو رود کیست که آب روان براى شما بیاورد؟.

از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت است که فرمود: «مائکم» یعنى (ابوابکم) که ائمه هستند و ائمه ابواب (ودرهاى رحمت الهى) میباشند «فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» یعنى کیست که علم امام را براى شما بیاورد؟ (و آن درها را بروى شما بگشاید)؟

سوره صف آیه 9 و سوره توبه آیه 33

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ خدا فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دینها غالب شود. هر چند مشرکین نخواهند.

راوی می گوید: از امام هشتم از آیه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ ... سۆال کردم. فرمود هنوز موقع تأویل این آیه نرسیده است گفتم: قربانت گردم! کى موقع آن فرا می رسد؟

فرمود: ان شاء اللَّه هنگامى که قائم قیام کند و چون قیام کند هر جا کافر و مشرکى باشد، ظهور او را ناخوش دارد تا جایى که اگر کافرى در دل سنگى پنهان شود سنگ صدا میزند اى مۆمن! کافرى یا مشرکى در من پنهان شده او را بکش. خداوند او را بیرون مى‏آورد و یاران قائم او را بقتل می‌رسانند.

در غیبت شیخ از امیر المۆمنین علی (علیه السلام) روایت می‌کند که در تفسیر این آیه فرمود: اینان که در زمین ضعیف گشته‏اند آل پیغمبرند که خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند

و هم در آن کتاب از ابن عباس روایت نموده که وى در باره آیه لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ گفت: این در زمانى است که تمام یهودیان و نصارى و پیروان هر کیشى به دین حنیف اسلام بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و انسان و مار از جان خود ایمن باشند، موقعى که دیگر موش انبانى(کیسه ای) را پاره نمی کند وقتى که حکم جزیه گرفتن از اهل کتاب ساقط مى‏شود و هر جا صلیبى است شکسته می گردد و خوکها معدوم مى‌‏شود و این به هنگام قیام قائم آل محمد خواهد بود.

سوره نور آیه 55

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً؛ خداوند به کسانى- که از شما ایمان آورده و عمل صالح پیشه ساخته‏اند وعده داده که آنها را در زمین نماینده خود گرداند چنان که همانند آنها را سابقا خلیفه کرد. و ثابت می دارد دین‏ آنها را که براى آنان برگزید، ترس آنها را تبدیل به أمن کنیم و اینان هیچ گاه به من شرک نیاورند.

در غیبت شیخ روایت می‌کند که این آیه نیز در باره مهدى موعود و یاران او نازل شده است.

سوره قصص آیه 5

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛ و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.

در غیبت شیخ از  امیر المۆمنین علی(علیه السلام) روایت می‌کند که در تفسیر این آیه فرمود: اینان که در زمین ضعیف گشته‏اند آل پیغمبرند که خداوند مهدى آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند.

بخش مهدویت تبیان

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه مودت در حق چه کیست؟

شیخ سلیمان (ینابیع الموده ، باب 32، صفحه 106 چاپ هشتم دارالکتب العراقیه سال 1385 ه ق) ، مسندا از احمد حنبل این چنین روایت کرده است که:

احمد حنبل در کتاب مسندش، به سند خود از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت کرده که وقتی آیه (( قل لا اسئلکم ... شوری،23) نازل شد اصحاب عرش کردند: ای رسول خدا ، قربی و نزدیکان شما چه کسانی هستند که مودتشان (طبق آیه مودت) بر ما واجب است؟ رسول خدا فرمودند: علی و فاطمه و حسن و حسین (سلام الله علیهم)

ایشان بعد از نقل این روایت در صدر باب 32 از ینابیع الموده ، می نویسد:

همچنین این حدیث را طبرانی در کتاب معجم الکبیر ، ابن ابی حاتم در کتاب تفسیرش ، و حاکم در کتاب مناقب ، و واحدی در کتاب الوسیط ، و حافظ ابو نعیم در کتاب حلیه الاولیاء ، و ثعلبی در کتاب تفسیرش ، و حموینی در کتاب فرائد السمطین، نقل نموده اند.

به نقل از کتاب مهدی آل محمد در کتب اهل سنت نوشته ی هادی عامری

پس زمینه  والپیپر احادیث

 

بسم الله الرحمن الرحیم

والپیپر پس زمینه احادیث

روی عکس کلیک راست کرده و  گزینه ی 

 Save picture …

 را کلیک کنید.

 

زناشویی در مفاتیح الحیات

بسم الله الرحمن الرحیم

توجه مرد به همسر

ارزش وجودی همسر

ارزش وجودی همسر (زن) در خانه به اندازه ای است که از عوامل آرامش برای زندگی مرد به شمار آمده ( جعل منها زوجها لیسکن الیها )(سوره اعراف آیه ی 189 ) ، گفت و گوی با وی نیز از کارهای نیک و خوب شمرده می شود ، و نیز دو رکعت نماز شخص همسردار از عبادت شبانه ی بی همسر برتر است.

در حدیثی آمده است که یک رکعت نماز از مرد همسردار برتر است از هفتاد رکعتی که مرد بی همسر بگزارد.

امام صادق سلام الله علیه می فرماید: پدرم از مردی پرسید : آیا همسر داری؟ گفت: نه . پدرم فرمود: برای من خوشایند نیست که دنیا و همه آنچه در آن است برای من باشد و شبی را بدون همسر سپری کنم. سپس فرمود : دو رکعت نمازی که همسردار می گزارد برتر است از عبادت مرد بی همسری که تمام شب خود را به عبادت بگذراند و روزش را روزه بگیرد. سپس پدرم هفت سکه زر به وی داد و فرمود : با این پول ازدواج کن . آنگاه از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم چنین روایت کرد که : همسر بگیرید ، به راستی که برای شما سبب روزی بیشتر است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود هر عمل سرگرم کننده ی مؤمن باطل (ناصواب) است ، مگر سرگرمی در سه چیز : پرورش اسب ، تیر اندازی و شوخی با همسر.

منزلت زن در مقام مادری و حقوق او بیان شد.اکنون سخن از حقوق زن در مقام همسری است. زن و شوهر نسبت به هم حقوق فراوانی دارند که با رعایت آن ها زندگی شیرین و با صفا می شود و رعایت نکردن آن تلخکامی می آورد.

خدای سبحان زنان را لباس مردان و مردان را لباس زنان معرفی کرده است.(هُنَّ لِباسٌ لَکُم وَ أَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ)

لباس مانع از آسیب و پوشاننده ی عیوب و حافظ از گرما و سرما و زینت بخش و مایه ی آرامش انسان است. زن و شوهر نیز برای همدیگر چنین اند ، به شرط آنکه دو اصل مهمّ مودّت (دوستی) و رحمت (مهربانی) بر زندگی حاکم باشد.

خدای سبحان می فرماید: و از جمله نشانه های او (خدا) این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و میان شما الفت و رحمت برقرار ساخت... . (سوره ی روم آیه ی 21) همچنین در تعامل با همسر ، مکرر سفارش کرده که : با آنان به نیکی معاشرت کنید . در پرداخت مهریه ، حقوق متقابل ، هزینه های جاری زندگی حتی هنگام جدایی و طلاق همسر ، خدا به نیکی با وی سفارش فرموده است، پس در هیچ حالی مرد نباید به همسر خود ستم کند و حقوق و منزلت او را نادیده بگیرد، گرچه وی مرتکب اشتباهی شده باشد.

پاداش نیکی به همسر (زن)

امیر مؤمنان سلام الله علیه در وصیت به محمد حنفیه فرمود : به راستی زن ریحانه (شاخه گلی) است و قهرمان نیست ، پس در هر حال با وی مدارا کن و همراهی نیکو داشته باش تا زندگیت باصفا گردد.

امام صادق سلام الله علیه فرمود : بر شوهر در تعامل با همسرش سه چیز ضروری است : موافقت با وی تا موافقت و محبت و میل او را به خود جلب کند، خوش اخلاقی با وی و دلبری از او با آراستگی ظاهر در نگاهش و گشایش در زندگی برای او.

امام کاظم سلام الله علیه نیز فرمود: آرایش مرد برای همسرش از عوامل افزایش عفت زن است.

پاداش صبر مرد در برابر بد اخلاقی همسر

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر مردی که بر بداخلاقی همسرش برای خدا شکیبایی کند خدا برای صبر وی در هر بار ، پاداشی همانند پاداش صبر ایوب سلام الله علیه در برابر بلای او به وی می دهد.

مرز نیکی مرد به همسر

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : ای علی! هر مردی که از همسرش پیروی کند خدا وی را به چهره در آتش می افکند. علی سلام الله علیه پرسید: این پیروی چیست؟ آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: به همسرش جهت رفتن(بدون پوشش) به حمام های عمومی و عروسی ها و سوگواری ها و پوشیدن لباس نازک اجازه دهد.

به فرموده ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هرگاه زنی در حالی که آرایش کرده و معطّر است از خانه اش خارج شود و همسرش از این عمل او خوشنود باشد برای آن همسر در برابر هر قدمی که آن زن بر می دارد خانه ای از آتش ساخته میشود. پس بالهای زنانتهان را کوتاه کنید (وبه آنان قدرت جولان ندهید) . در بلندی بالهایشان پشیمانی است و کیفر آن آتش است و در کوتاهی بالهای آنان خوشنودی و سرور و بی حساب وارد بهشت شدن است. وصیت مرا درباره ی زنانتهات حفظ کنید تا از دشواری حساب (روز قیامت) نجات یابید و هر کس وصیت مرا حفظ نکند نزد خدا چه حال بدی خواهد داشت!همچنین از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده که هرگاه امت من به چند خصلت عمل کنند بلا بر آنان فرود آید [از جمله اینکه] مرد از همسر خود پیروی و از مادرش نافرمانی کند.

کیفر خشونت مرد با همسر

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرکس زنی را از روی ستم بزند من در روز قیامت دشمن او خواهم بود. زنانتان را نزنید. هرکس آنان را از روی ستم بزند خدا و پیامبرش را نافرمانی کرده است.

برگرفته از مفاتیح الحیات آیت الله جوادی آملی


صحبت های رهبر در رابطه با بدحجابی

آیت الله خامنه ای:

«ممکن است ظاهر زننده‌ای داشته باشد. بعضی از همین‌هایی که در استقبال امروز بودند و شما - هم جناب آقای مهمان‌نواز، هم بقیه‌ آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانم‌هایی بودند که در عرف معمولی به آنها می‌گویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد می‌ریزد.

حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟

نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ به این اهداف و آرمان‌هاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌های این حقیر باطن است؛ نمی‌بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم / آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟». ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید.

البته انسان نهی از منکر هم می‌کند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت... آقای فرجام در مورد لباس روحانیت تذکر خوبی دادند. آنهایی که درسشان یک قدری پیش رفته، لباس روحانیت بپوشند اما بدانند لباس طلبگی پوشیدن، بار سنگینی است. این عمامه‌ چند سیری که شما روی سرت می‌گذاری، خیلی سنگین است. به مجردی که دیدند شما عمامه داری، سیل سؤال و اشکال و اینها وارد می‌شود.


اگر آنچه که نمی‌دانی، گفتی نمی‌دانم، بعد رفتی آن را تحقیق کردی و دانستی و احیاناً آمدی به او گفتی، این خوب است اما اگر آنچه که نمی‌دانی، به شکل غلط جواب دادی یا چون نمی‌دانستی، عصبانی شدی که چرا این را از من سؤال کرد، این دیگر خوب نیست. اگر بناست آدم اینجور باشد، نبودن بهتر است.»

مهدي

مهدی به چه معناست؟

از ميان همه القاب آن حضرت، مشهور‌ترين آن‌ها «مهديّ» است. واژه «مهديّ» لفظي عربي است كه خود داراي معنا و مفهومي گويا می باشد...

 القاب شناخته‌شده دوازدهمين وليّ بزرگوار الهي که در روایات به آن ها نیز اشاراتی رفته عبارت است از:

 «مهديّ»(1)،  «مهديّ هذه الامّۀ»(2)،  «قائم»(3)،  «منتظَر»(4)،  «حجّت‌الله»(5)،  «حجّت‌الله في ارضه»(6)،  «خلف صالح»(17)،  «ابا صالح»(8)،  «منصور»(9)،  «بقية‌الله»(10)،  «بقيته (الله)»(11)،  «صاحب الزّمان»(12)،  «صاحب الأمر»(13)،  «صاحب هذا الأمر»(14).  اما از ميان همه القاب آن حضرت، مشهور‌ترين آن‌ها «مهديّ» است. از اين رو در اين فراز قدري به توضيح آن لقب مبارك خواهيم پرداخت.

واژه «مهديّ» لفظي عربي است كه خود داراي معنا و مفهومي گويا می باشد. واژه‌نويسان و لغت‌شناسان اهل سنّت در ذيل كلمه « مهديّ» چنين آورده‌اند: «مهديّ»، به معناي هدايت‌شده، كسي كه خداوند او را به حقّ دعوت كرده است.(16)  « مهديّ» گاه در نام اشخاص به كار رفته، تا آنجا كه به طور غالب،‌ اسم (عَلَم) و شناخته شده آن‌ها شده است، و نبيّ‌اكرم صلی الله علیه و آله به همين نام «مهديّ» بشارت داده‌اند كه در آخرالزّمان خواهد آمد. (17)
همچنين محدّث و اديب معروف، مجدالدّين ابن اثير شافعي (606 ق) در کتاب «نهايه»، و مرتضي زبيدي حنفي (1205 ق) در کتاب «تاج العروس» همين نكته را آورده‌اند؛ با اين تفاوت كه زبيدي در آخر بیان خود از خداوند متعال این گونه درخواست کرده که «وَ جَعَلناَ اللهُ مِنْ اَنصارِهِ»(18) ؛ و بار خدايا! ما را از ياران او قرار ده!
اما صاحب مجمع البحرين پس از بشارت رسول‌الله صلی الله علیه و آله اضافاتي دارند كه: او زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد، همان‌گونه كه پر از ظلم و جور شده، او كسي است كه با حضرت عيسي علیه السلام در قسطنطنيه همراه خواهد شد و مالكيّت عرب و عجم را به دست خواهد گرفت، و دجّال را مي‌كشد. او محمّد پسر حسن عسكري بن علي الهادي بن محمّدالجواد بن موسي بن جعفر بن محمّد بن علي بن الحسين بن علي بن ابي طالب همسر بتول و پسر عموي رسول است. به ظهور او مخالف و موافق اقرار كرده و نيز اخبار در اين راستا متواتر است. (19)

 

1 .   محمدبن يعقوب كليني، اصول كافي، ج 11، باب في شأن انا انزلناه في ليلۀ القدر، ح 1، ص 242.
2 .  كافي، ج 1، باب في شأن انا انزلناه في ليلۀ القدر، ح1، ص 242.
3 .  اصول كافي، ج 1، باب ما عند الائمه من آيات الانبياء، ص 231، ح 3.
4 .   كافي، ج 1، باب في الغيبۀ، ص 335، ح 1.
5 .   بحار‌الانوار، ج 53، ص 316.
6 .   بحار‌الانوار، ج 23، ح 16، باب 17، وجوب طاعتهم، ص 289.
7 .   الصراط المستقيم، ج 2، فصل 1، ص 218.
8 .   من لايحضره فقيه، ج 2، باب دعاء الضّال عن الطريق، ص 298، ح 2506.
9 .  اين آيه «إنَّهُ كَانَ مَنصُوراً» (اسرا (17)، آيه 33)، درباره امام حسين  است كه ايشان ياري شده به امام مهدي  هستند. بحار الانوار، ج 44، باب 28، ص 8، ح 6 و 7.
10 .   كافي، ج 1، باب نادر، ص 411، ح 2.
11 .  بحار الانوار، ج 24، باب 56: «انهم علیهم السلام حزب الله و بقیته...»، ص 211.
12 .  كافي، ج 1، باب مولا الصاحب، ص 514، ح 3، و نيز تهذيب ج 6، ص 118.
13 .  الحرالعاملي، وسائل الشيعه، ج 8، باب 8، ص 81، ح 10138،
15 .  كافي، ج 1، باب الامور التی توجب حجۀ الامام ، ص 284، ح 2.

16.  «المهدي: الذي هدا الله الي الحق»؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 15، ص 354، تحت واژه "مهدي"
17.  جمال الدين منظور افريقي مصري (711 ق)، لسان العرب المحيط، ج 3، ص 787.
18.  مرتضي زبيدي صنفي، تاج العروس، ماده هدي؛‌ و لطف الله، صافي گلپايگاني، منتخب الأثر، ص 1، پانوشت.
19. مجمع البحرين، ج 1، ص 476، تحت واژه هدي.



منبع : استاد مرتضی آقاتهرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

و خواب شما را آسایش و استراحت قرار دادیم.

قرآن کریم

امام هادی سلام الله علیه:

شب زنده داری خواب را لذت بخش تر می کند.

پرهیز از پر خوابی

از پر خوابی بپرهیز زیرا پرخوابی صاحب خود را در روز قیامت تهیدست می گذارد.

رسول اکرم صل الله علیه و آله الطاهرین

امام باقر علیه السلام:

موسی (ع) به خدا عرض کرد : کدام بنده ات نزد تو منفور تر است؟

فرمود مردار شب و بیکاره روز.

امام کاظم علیه السلام:

چشمانت را به پرخوابی عادت مده زیرا چشم ها ناسپاس ترین عضو بدن هستند.

امام حسن عسکری سلام الله علیه:

هر که زیاد بخوابد خواب های پریشان بیند.

 رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: ای علی! خوابیدن چهارگونه است : خواب پیامبران بر پشت، خواب مؤمنان بر پهلوی راست ، خواب کافران و منافقان بر پهلوی چپ و خواب شیطان ها بر رویشان است.

امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید: خوابیدن چهار قسم است : پیامبران بر پشت دراز کشیده می خوابند، در حالی که چشمهایشان برای دریافت وحی پروردگار نمی خوابد. مومن رو به قبله بر پهلوی راست می خوابد. پادشاهان و فرزندانشان برای گوارایی غذا بر پهلوی چپ می خوابند و ابلیس و برادرانش و دیوانگان و آسیب دیدگان عقلی بر روی شکم می خوابند.

زمان خواب

امام باقر سلام الله علیه می فرماید: خواب در ابتدای روز مایه نادانی و کودنی و خواب قیلوله نعمت و خواب پس از عصر مایه حماقت و ابلهی و خواب میان مغرب و عشا مایه محرومیت از روزی است.

امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید: خواب میان مغرب و عشاء و پیش از طلوع خورشید مایه فقر است .

آداب خوابیدن:

۱ پاکیزگی:

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله :

هیچ یک از شما با دست های چرب نخوابد. پس اگر چنین کرد و آسیبی از شیطان به او رسید جز خودش کسی را سرزنش نکند.

۲ طهارت :

امام صادق سلام الله علیه:

هر کس طهارت بگیرد و سپس به بسترش رود در آن شب بستر او چون مسجدش باشد.

۳ قضای حاجت کردن:

امام علی علیه السلام:

فرزندم آیا چهار کار به تو نیاموزم که با به کار بستن آنها از طبابت بی نیاز شوی ؟

عرض کرد: چرا ای امیرالمومنین .

فرمود: بر سفره ی غذا منشین مگر وقتی گرسنه باشی. هنوز اشتها داری از خوردن دست بکش . غذا را خوب بجو و هرگاه خواستی بخوابی قضای حاجت کن. اگر اینها را به کار بندی از طبابت بی نیاز خواهی شد.

۴ رسیدگی اعمال روز:

امام صادق سلام الله علیه:

هرگاه در بسترت جای گرفتی بیندیش که در آن روز چه غذایی روانه شکم خود کرده ای و چه به دست آورده ای و یاد آر که خواهی مرد و معادی در پیش داری.

 

منبع:

میزان الحکمه

مفاتیح الحیات

صحیفه ی سجادیه اندروید

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام باقر(علیه السلام) می‏فرماید: حارث اعور به امام حسین(علیه السلام) عرض کرد: ای زاده رسول خدا! فدایت شوم، مرا از معنای آیه شریفه «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا» مطلع ساز، حضرت(علیه السلام) فرمود: مراد از خورشید، رسول الله(صلی الله علیه و آله) است.

پرسید: فدایت شوم! منظور از آیه شریفه «وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا» چیست؟

فرمود: منظور از ماه، امیرالمۆمنین(علیه السلام) است که بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.

گفت: مقصود از آیه شریفه «وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا» چیست؟

فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد(عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند. (تفسیر فرات کوفی، صفحه 212)

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 
صحیفه سجادیه تبیان نسخه اندروید، Tebyan Sahife v2.5
 
 
 
حجم فايل :483 KB
 
1391/7/18
 
 
 
 
منبع : تبیان
 
 
 
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

شرایط کسب حلال

رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرماید: هر کس (در داد و ستد) چهار چیز را رعایت کند کسبش پاک باشد : هنگام خرید عیب نگذارد ، هنگام فروش نستاید ، فریب ندهد و در میان داد و ستد سوگند یاد نکند.

برخی آثار کسب حلال

اجابت دعا

مردی از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم تقاضا کرد تا از خدا بخواهد دعایش پذیرفته شود. آن حضرت فرمود : اگر خواستی دعای تو مستجاب شود (هرچند به وسیله ی دعای پیامبر صل الله علیه و آله و سلم) کسب خود را پاک و حلال کن.

حفاظت الهی

در حدیث معراج آمده است : ای احمد! ... اگر خوردنی و نوشیدنی تو پاک و حلال باشد در حفظ و پناه من خواهی بود.

کفاره گناهان: رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرماید: برخی از گناهان را نماز و روزه کفاره نباشد . پرسیدند: ای رسول خدا!  پس کفاره آن ها چیست؟ فرمود: تحمل رنج و اندوه در راه کسب معاش .

برخی از آثار کسب حرام

قحطی و کمبود : رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم می فرماید: ... پس از من هرگاه کمفروشی شود خدا  مردم را به قحطی و کمبود گرفتار سازد.

عدم پذیرش عبادات: امام باقر سلام الله علیه می فرماید: مالی که از راه دروغ ، ربا ، خیانت و دزدی به دست آید ، صرف آن برای زکات ، صدقه ، حج و عمره پذیرفته نمی شود.

منتخب از مفاتیح الحیات

بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسین (ع) فرمودند:

"مردم بنده ی دنیایند .دین را تا آنجا می خواهند که با آن زندگانی خود را سر و سامان دهند و چون آزمایش در میان

آید دینداران اندک خواهند بود."

شهادت حضرت علی اکبر

وقتی که از یاران کسی جز خاندان امام (ع) باقی نماند، علی بن الحسین (ع) خدمت حضرت رسید و او زیباترین مردم و خوش اخلاق ترین آنها بود، و از پدرش رخصت کارزار خواست، امام به او اجازه فرمود. آنگاه از روی حسرت یک نگاهی به جوان خود نمود و اشک از دیدگانش به رخسار مبارک روان ساخت. سپس فرمود: پروردگارا! گواه باش که جوانی را برای جنگ با کفار به میدان فرستادم که از نظر جمال و کمال و خلق و خوی و سخن گفتن، شبیه ترین مردم به رسول تو بود، و ما هر وقت که مشتاق دیدار پیامبرت می شدیم به صورت او نظر می کردیم. بعد امام فریادی زد و فرمود: ای فرزند سعد! خدا نسل تو را قطع کند که نسل مرا قطع کردی.
علی اکبر (ع) به سوی دشمن حرکت کرد و با آنها جنگ نمایان و سختی کرد و عده ی بسیاری را به درک واصل کرد. سپس به جانب پدرش بازگشت و گفت: پدرم! تشنگی مرا کشت و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخت، آیا جرعه ای آب هست که به من بدهی؟

امام حسین (ع) گریست و فرمود: ای امان، پسرم! از کجا برایت آب بیاورم، اندکی دیگر مبارزه کن، دیری نمی گذرد که جد بزرگوارت محمد (ص) را زیارت خواهی کرد، و تو را از آبی سیراب کند که بعد از آن هرگز احساس تشنگی نکنی.
علی اکبر (ع) به طرف میدان برگشت، جنگ بسیار شدیدی کرد. منقذ بن مره عبدی او را با تیری هدف قرار داد و در نتیجه توان او را گرفت و به زمین افتاد. صدا زد: «یا أبتاه علیکَ مِنِّی السلام ...» پدر جان! از من به تو سلام، این جدم (پیامبر) است که به تو سلام می رساند و می فرماید: در آمدنت به سوی ما شتاب کن. سپس فریادی زد و به شهادت رسید.
امام حسین بر بالین علی اکبر امد، و صورتش را بر صورت او گذارد و فرمود: «قَتَل الله قوماً قَتَلوک ...» خدا بکشد گروهی که تو را کشتند، چقدر بر خدا گستاخی نمودند و حرمت رسول خدا را شکستند. پس از تو خاک بر سر دنیا باد.
ناگاه زینب (س) دختر علی (ع) از خیمه بیرون آمد و فریاد زد: «یا حبیباه، یابن اخاه» ای حبیبم، ای فرزند برادرم. تا ان که خود را بر روی کشته ی او انداخت. امام حسین (ع) خواهر را گرفت و به سوی خیمه برگرداند.

 (لهوف، سید بن طاووس)

 

تا می شود ز چشمه ی توحید جو گرفت
از دست هر کسی که نباید سبو گرفت

تو آبی وبه آب تو را احتیاج نیست
پس این فرات بود که با تو وضو گرفت

کوچک نشد مقام تو ،نه! تازه کربلا
با آبروی ریخته ات آبرو گرفت

شرم زیاد تو همه را سمت تو کشید
این آفتاب بود که با ماه خو گرفت

دیگر برای اهل بهشت آرزو شدی
وقتی عمود ازسر تو آرزو گرفت

خیلی گران تمام شد این آب خواستن
یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفت

از آن به بعد بود صداها ضعیف شد
ازآن به بعد بود که راه گلو گرفت
....
زینب شده شکسته غرورش،شنیده ای؟
دست کسی به کنج النگوی او گرفت

در کوفه بیشتر به قدت احتیاج داشت
با آستین پاره نمی شد که رو گرفت

 

علی اکبر لطیفیان

 

دهان خوش بو

بسم الله الرحمن الرحیم

 


انس با قرآن برکات زیادی را برای ما خواهد داشت . با خواندن آن هم خودمان از ناسزا گفتن دور بشویم و هم این که این فرصت را برای دیگران بسوزانیم و اجازه ندهیم که آنها در مورد ما بد بگویند.


فحش و ناسزاگویی

فحش و ناسزاگویی از گناهان بزرگ است كه در آیه ده سوره حجرات، خداوند آن را نهی نموده است و پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمود كه ورود به بهشت بر هر كسی كه فحش و ناسزا گوید، حرام است.( كنزالعمال، ج3، ص598)

امام باقر علیه السلام می فرماید: ناسزاگویی، اسلحه فرومایگان بدكار است.( سفینةالبحار، ج2، ص346)

مقتضای اطلاق روایات، حرام بودن فحش است با هر كس كه باشد، خواه مسلمان و مومن، یا كافر و فاسق، كوچك یا بزرگ.( شهید دستغیب، گناهان كبیره، ج2، ص299)

با توجه به حرام و گناه بودن فحش و ناسزاگویی، نمی توان پاسخ كار حرام و معصیتی را با حرام و معصیت داد.

روزی امیرالمومنین(علیه السلام) شنید كه مردی به جناب قنبر دشنام می دهد و قنبر خود را آماده كرد او را فحش بدهد، حضرت فریاد زد: قنبر، آرام باش! دشنام گویت را با خواری واگذار كه با این كار خدا را خشنود میكنی و شیطان را خشمگین می سازی و دشمنت را كیفر می دهی.

سپس امام سوگند یاد كرد كه «هرگز شخص با ایمان، پروردگار خود را از چیزی همانند« حلم و خویشتن داری» راضی نساخته، شیطان را با سكوت خشمگین نكرده، احمق را با خاموشی، مجازات ننموده است.( سفینةالبحار، چاپ قدیم، ج1، ص300، واژه حلم)

در روایات برای فحش و ناسزاگویی یا ترك آن به خاطر اطاعت از خدا و ترس از عذاب الهی، آثار و نتایجی ذكر شده است.

امام صادق(علیه السلام)فرمود: هر كه به مسلمانی فحش دهد، خدا بركت را از روزی اش می گیرد و لطف و رحمتش را از او بر می دارد او را به خودش واگذار می نماید، و زندگی اش را به سوی فساد و تباهی سوق می دهد.( اصول كافی، ج2، ص226)

پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)فرمود: برای هر كس كاری زشت و ناسزا یا شهوتی رخ نماید و او به خاطر ترس از خدا از آن بپرهیزد، خدا آتش جهنم را بر وی حرام میكند و از هول و ترس بزرگ قیامت، نجاتش می دهد.( بحارالانوار، ج67، ص378)

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : کسی که می خواهد کلام زشت را از خودش دور بکند با سوره ی همزه مانوس باشد . در روایت داریم که کسی که سوره ی همزه را بیست و یک بار می خواند کلام های زشت و سخن بدگویان را از خودش دور کرده است

دین اسلام نه تنها از دشنام گویی در برخورد با دشنام و ناسزا بر حذر داشته، بلكه حتی از صفات نیك مۆمنان میداند كه به هنگام شنیدن ناسزا با رفتار نیك و سلام و درود پاسخ گوییم: «و بندگان خدای رحمان آنان اند كه روی زمین به نرمی (بدون غرور) راه می روند و چون نادانان آنها را طرف خطاب قرار دهند، به ملایمت پاسخ دهند(سلام گویند)»( فرقان(25)آیه 63)

جهت آگاهی بیشتر مطالعه كتاب گناهان كبیره شهید دستغیب جلد دوم توصیه می شود.

ریشه فحش و ناسزا گفتن هایمان در چیست؟

ناسزاگویی در یکی از عوامل ذیل ریشه دارد:

1- خشم و عصبانیت: فحش اغلب از شعله ور شدن خشم سرچشمه می گیرد. فرد خشمگین به دلیل ناتوانی در مهار کردن خشم خود، به رفتار زشتی چون فحش گرفتار می شود و با تکرار و استمرار آن، این رفتار به شکل عادت در می آید.

2- شوخی: گاه ناسزا گویی فقط برای مزاح و شوخی با فرد و خنداندن دیگران صورت می گیرد که این خود در نیروی شهوت ریشه دارد. هرزه گویی های دلقکهای دربار پادشاهان، از این نوع به شمار می آید.

3- عادت: تربیت نادرست در شیوه درست سخن گفتن، سخنان ناهنجار و نازیبا را برای انسان عادی می سازد. فرد مبتلا به فحش در چنین حالتی، بدون سرکشی دو نیروی خشم و شهوت، دشنام می دهد؛ زیرا ناسزاگویی برای او، مانند سخنان دیگرش به شکل عادت در آمده است.

اما

این نکته را نباید فراموش کرد که منشأ اصلی فحش و دشنام و هرزه‏گوئى خباثت نفس است. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:

«لیس المۆمن بالطّعّان و لا اللّعّان، و لا الفاحش و لا البذى»

«مۆمن طعنه زن و لعنتگر و فحش‏گو و بد زبان نیست»

حضرت صادق علیه السّلام فرمود:

«من علامات شرك الشّیطان الّذى لا یشكّ فیه ان یكون فحّاشا لا یبالى ما قال و لا ما قیل فیه»

«از نشانه‏هاى شركت شیطان كه تردیدى در آن نیست این است كه فحّاش باشد كه باكى از آنچه بگوید و از آنچه به او بگویند نداشته باشد.

امام صادق(علیه السلام)فرمود: هر كه به مسلمانی فحش دهد، خدا بركت را از روزی اش می گیرد و لطف و رحمتش را از او بر می دارد او را به خودش واگذار مینماید، و زندگی اش را به سوی فساد و تباهی سوق می دهد

برای رفع فحاشی سوره همزه را فراموش نکنید!

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : کسی که می خواهد کلام زشت را از خودش دور بکند با سوره ی همزه مانوس باشد . در روایت داریم که کسی که سوره ی همزه را بیست و یک بار می خواند کلام های زشت و سخن بدگویان را از خودش دور کرده است .

انس با قرآن برکات زیادی را برای ما خواهد داشت . با خواندن آن هم خودمان از ناسزا گفتن دور بشویم و هم این که این فرصت را برای دیگران بسوزانیم و اجازه ندهیم که آنها در مورد ما بد بگویند . حالا ممکن است کسانی که در زندگی مشترکشان می بینند که همسرشان دارای روحیه ی فحش دادن است احساس ورشکستگی خیلی جدی را بکنند . بگویند که کاش ما زودتر این حرفها را می دانستیم . من به این دوستان می گویم که شما وارد یکی از فازهای امتحانی خدا شده اید. شما با کسی همنشین شده اید که او بیماری دارد . اگر این بیماری روحی واخلاقی باشد و سرطان بدخیم فحاشی باشد .

برای درمان این روحیه لازم است که هم به ادعیه تمسک بکنید هم خلق خودتان را خوش بکنید و هم مراقبت کنید که شما بیمار نشوید . هر کدام از اینها را که شما انجام بدهید ، در نزد خدا محاسبه می شود . خدا می گوید که همه ی اینها برای شما نورانیت می آورد . یک انسان رشد یافته ای می شوید و تعادل خودت را بیشتر می کنی برای اینکه بتوانی و آسیب های این فحش ها را از بین ببری لازمه اش این است که کلمات زیبا بشنوی . مثلا وقتی ما در دود تهران هستیم و سرب مصرف می کنیم لازم است که مقدار زیادی اکسیژن مصرف کنیم . بخاطر همین اکسیژن های پاک کلام ها را بشنوید.

اهل بیت از ما خواسته اند که هم قرآن را بشنویم و هم بخوانیم . که هر کدام از اینها آسیب های روحی ما را پاک می کند و بخشی از گناهان خاص را از بین می برد . کسی که در فضای نامناسب قرار می گیرد به خودش فرصت بدهد که صدای مناجات و قرآن را بشنود و از خدا بخواهد که با یاد خدا روحش پاک بشود و تو یاد می کنی کسی که تو را یاد آوری کند.

 

                                                                                                                                       فراوری : زهرا اجلال

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع :

اخلاق الهی(آیت الله مجتبی تهرانی)،ج4

سایت پرسمان

سایت حوزه

بیانات سرکار خانم نیلچی زاده ؛ کارشناس برنامه سمت خدا

 

امام حسین سلام الله علیه

لا يَکمُلُ العَقلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ
عقل، جز با پیروى از حق، کامل نمى‏شود

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ آیت ‌الله بهجت به پرسش‌هایی درباره امام زمان(عج)

آیت الله بهجت ره

آیت ‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به سۆالاتی در خصوص مسجد جمکران قم پاسخ گفته است که مطالب آن به اختصار برای علاقه‌مندان بیان می‌شود.

1- اگر کسی حاجت و یا مشکلی داشته باشد آیا صحیح است که به مسجد مقدس جمکران برود و در این مکان به امام زمان علیه‌السلام متوسل شود؟

- عده‌ای از پاکان و نیاکان با حضرت صاحب(عج) سۆال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند، و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را نیز می‌شوند!

آقایی را که در بیداری دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟!

 

2- آیا آن حضرت خودشان هم به مسجد مقدس جمکران تشریف می‌آورند؟!

- آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم. به من فرمود: به دل سوخته‌گان ما بگو برای ما دعا کنند! بعد یک مرتبه از نظر غایب شد! نه اینکه راه برود و کم کم از نظرم غایب شود! همین آقا، هفته قبل از آن هم حضرت را در خواب دیده بود.

یکی از سادات که عمامه هم ندارد و روضه می‌خواند و مساله می‌گوید، اخیرا هم نزدیک مسجد جمکران خانه گرفته و همان جا زندگی می‌کند، مکرر آن حضرت را دیده که پس از بیرون آمدن از مسجد جمکران غایب می‌شوند.

 

3- اگر خداوند توفیق داد و به مسجد مقدس جمکران رفتیم از خداوند و امام زمان(عج) چه بخواهیم؟ راهنمایی بفرمایید.

- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند که آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!

چنانکه به آن آقا فرموده بود: اینها که به اینجا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتی دارند: خانه، زن، مال، ادای دینٍ! ولی هیچ کس در فکر من نیست! آری! او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدس مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد او، واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد

چنانکه به آن آقا فرموده بود: اینها که به اینجا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتی دارند: خانه، زن، مال، ادای دینٍ! ولی هیچ کس در فکر من نیست! آری! او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدس مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد او، واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

 

4- این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) هستم، از حضرتعالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نایل شوم؟

- زیاد صلوات اهدای وجود مقدسش کنید، مقرون با دعای تعجیل فرجش «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» و زیاد به مسجد جمکران مشرف شوید با ادای نمازهایش.

 

5- اگر درباره مسجد مقدس جمکران نظری دارید بفرمایید؟

-ما معتقدیم که این مشاهد مبارک و مساجدی مانند جمکران، بی‌نیاز از معرفی‌اند و اگر کسی بگوید: رفتیم و چیزی در آنجا نیافتیم به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است؛ یا برای امتحان رفته یا همین طوری رفته است به هر حال بهترین معرّف این مکان‌ها‌، خودشان هستند.

نماز

اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت


1. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همه مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

2. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

3. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]

4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

6. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]

7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!

8. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

16. از آیِه شریفه (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

17. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

18. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

19. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]

20. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

21. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

22. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

23. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

23. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

24. سؤال: مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

25. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]

26. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

27. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

28. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!

29. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

30. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]

31. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که:(لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

32. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]

33. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]

34. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]

به طاها به یاسین به معراج احمد

 

دانلود فایل صوتی بسیار زیبا

با صدای آقای علی فانی

مستقیم        غیرمستقیم

(4.9Mb)
 
 
 

متن :

به طاها به یاسین به معراج احمد
به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد

اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری

نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی

15 نکته اخلاقی از زبان شیخ رجبعلی خیاط

15 نکته اخلاقی از زبان شیخ رجبعلی خیاط


مرحوم شیخ رجبعلی خیاط مطالبش را یک بار می‌گفت، آنها که اهل دل بودند، به خوبی درک می‌کردند. این عارف نامی در پایان سخنانش، یاری و راهنمایی خداوند را برای مستمعان آرزو می‌کرد.


شیخ رجبعلی

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) یکی از عارفان نامی معاصر کشورمان است که سال‌های نه چندان دور سخنان و موعظه‌های او در سطح شهر تهران شنیده می‌شد و افراد بسیاری در کلاس درس اخلاق وی حاضر می‌شدند.

از سلسله دروسی که شیخ رجبعلی خیاط می‌فرمودند

شیخ رجبعلی نکوگویان را با خدایش پیمانی بود که هر چه می‌خواست به او عطا می‌کرد؛ این پیمان چنان درست و در راه خدا اجرا شد که منجر به این شد که افقی تازه برای درک و مفهوم خداشناسی چهره بنماید و خواننده یا بیننده را سرمست عشق الهی گرداند، «غیر از خدا هر آنچه بخواهی شکست توست» که سر فصل دنیای مفهوم را جلوه‌گر و انسان به اصل خود واقف می‌سازد و نور خدا را در رسیدن به کمال و دیدار معشوق سالک مشتاق و رهروی خستگی ناپذیر در گذشتن از قلل خداجویی و خدا خواهی می‌بیند.

چشم حرص و آز دنیا دار/ یا قناعت پر کند یا خاک گور

 

چند جمله که همواره مورد اشاره شیخ بود

1. زنده باش و زندگی کن و بدان که حیات در حرکت و ممات در سکون است.

2. می‌دانید شما و دنیای شما از مجموع ذراتی خلق شده‌اند و خالق برای هر ذره جهان به این عظمت وظیفه خاصی قرار داده تا این نظم و شکوه را بیان کند و انسان از آن و گاهی در اثر غرور جزیی از آن است.

3. هستی به سرعت غیر قابل باوری در حرکت است و همین حرکت در اندام شما وجود دارد و کل عالم با این شتاب به سوی خدا روانند، در نتیجه چنان بیاندیشید و حرکت کنید که از میدان وسیع این مغناطیس خارج نشوید که خالق را بشناسید و به عظمت خود پی ببرید و این خلقت حیرت انگیز نامش انسان است، را از دست ندهید.

ایشان مطالبشان را یک بار می‌گفتند، آنها که اهل دل بودند، به خوبی درک می‌کردند و در پایان گفتند: برای شما نگفته و ندیده‌ای باقی نگذاشتم، ان شاء‌الله خدا یاری و راهنماییتان کند، مطمئن باشید هر چه از واجب‌الوجود طلب کنید، به شما با شرایط فوق خواهد رسید

4. انسان الهی در وجود خویش خوی حیوانی را در بند می‌کند تا نیروی وجودی او پاک و سالم به کمال برسد، از نظر جهان‌بینی شیخ خشم و غضب و تندی و سرکشی انسان‌ها را غافلگیر می‌کند، از تغییر این راه که ره سنان بیشماری در آن خفته‌اند، آن است که نیکی و محبت را در وجود خود بیدار نگهدارید که اساس خوشبختی در همین عمل و اجرای آن است.

5. نیکی و احسان سخت‌ترین دشمن را دوست و دوستان را به سوی خداوند رهبری می‌کند.

6. ندای غیبی در درون دل مشتاق؛ مسیر الهی می‌افکند و به آرامش ابدی می‌رساند، لذا لطف و احسان به دیگر بندگان خدا در درجه اول به خود عامل باز می‌گردد که انسان بنده احسان است.

7. از خداوند جز کرامت و احسان و خیر و رحمت شششو محبت و بنده‌پروری و امور سازنده عملی صادر نمی‌شود.

8. خداوند خدای خیر و رحمت است، آن که شر می‌سازد، شیطان است.

9. انسان به توفیق خالق و خیر خداوند معنی زنده بودن و رحمانیت و ترحم و هر نوعی از دشمنی را درک و با آن مقابله می‌کند.

10. راهیان راه الهی با عشق و محبتی که در اعماق وجود دارد، می‌دانند که هر چه غیر خدا بخواهند موجب شکست و ناکامی آنان می‌شود.

انسان الهی در وجود خویش خوی حیوانی را دربند می‌کند تا نیروی وجودی او پاک و سالم به کمال برسد، از نظر جهان‌بینی شیخ خشم و غضب و تندی و سرکشی انسان‌ها را غافلگیر می‌کند، از تغییر این راه که ره سنان بیشماری در آن خفته‌اند، آن است که نیکی و محبت را در وجود خود بیدار نگهدارید که اساس خوشبختی در همین عمل و اجرای آن است

11. شما خیال نکنید خالق کائنات را باید بیرون از دلتان پیدا کنید، بلکه او در وجود شما جلوه و مکان دارد، لذا خدا را در اعماق وجود خویش بیابید، از یکی از سالکان اهل عرفان و سیر و سلوک  پرسیدند: «خدا را در کجا بیابیم؟»، آن عارف بدو پاسخ داد: «در کجا گشتی که او را نیافتی؟!»

12. شیخ می‌گفت: «بر می‌خیزید و خود را برای نماز آماده می‌کنید، حمد و سوره را درست می‌خوانید، بدون اینکه متوجه مفاهیم و معانی کلمات شوید، پس معلوم است این نماز، نماز وظیفه‌ای است و فقط کلمات را ادا می‌کنید».

13. فراموش نکنید که به قول سعدی هر نفسی که فرو می‌رود، ممد حیات است و چون باز می‌گردد مفرح ذات! در واقع سعدی مفهوم رحمت خداوند و راه رسم شکرگزاری را برای ما گفته است، ولی ما خوانده و نخوانده به راحتی از این جمله معرفتی و سلوکی گذشته‌ایم و کسی آن را برای‌مان معنی و تفسیر نکرده است.

14. به نظر می‌رسد از این پس غیر از شما شاگردان شخص دیگری با این مباحث معرفت شناسی و خداجویی به این نحو آشنا نشود، شما از رحمت و لطفی که در حقتان شده از جان و دل شاکر باشید، سعادت را به این آسانی به کسی نمی‌دهند، ایمان، خلوص، عاشقی و دنیای محبت لازم است تا خود را سالک این راه ببینید و ارزش خود را بدانید، بنگرید که مبدا خلقت چه عظمت‌هایی در وجود شما نهاده و شما از آن بی‌خبرید.

15. ایشان مطالبشان را یک بار می‌گفتند، آنها که اهل دل بودند، به خوبی درک می‌کردند و در پایان گفتند: برای شما نگفته و ندیده‌ای باقی نگذاشتم، ان شاء‌الله خدا یاری و راهنماییتان کند، مطمئن باشید هر چه از واجب‌الوجود طلب کنید، به شما با شرایط فوق خواهد رسید.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع :

خبرگزاری فارس

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خداوند متعال می فرماید: با زنان در خانواده به انصاف و خوشي رفتار کنيد. پس اگر دلپسند شما نباشند، (اظهار کراهت نکنيد) چه بسيار چيزهايي که ناپسند شماست و حال آن­که خداوند در آن خير بسياري قرار داده است

 

شخصى امام على علیه السّلام را به مهمانى دعوت كرد، امیرالمۆمنین فرمودند :

سه شرط دارد اگر قبول مى كنى مى پذیرم ، آن شخص گفت شرائط كدامند؟

امام على علیه السّلام فرمودند : 1 ـ از بیرون چیزى تهیّه ننمائى ، هر چه هست بیاورى . 2 ـ آنچه در منزل دارى از ما دریغ نكنى . 3 ـ به زن و بچّه هایت سخت نگیرى .

آن شخص گفت : هر سه شرط را قبول دارم . و امام نیز مهمانى او را پذیرفت . (خصال ج 1 ص 188)

 

 

بد اخلاق ها منتظر فشار قبر باشند.

خداوند قادر قهار کوچک­ترين بد اخلاقي را در اين «محبوب­ترين کانون» برنمي­تابد و بدون عقاب نمي­گذارد، هرچند که به مقام سعد بن معاذ نيز نايل گشته باشيم. يعني اگر بازوي ولايت و امام زمانت نيز شده باشي، اگر در اخلاق خانوادگي ات نقصي باشد، به همان ميزان بايد حساب پس بدهي.

بد اخلاقی خانوادگي، عامل فشار قبر

سعدبن­معاذ يکي از بهترين اصحاب و ياوران پيامبر (صلوات الله علیه و آله) بود. او بزرگ و آقاي انصار و از نخستين کساني از مردم مدينه بود که اسلام آورد و پيامبر را به مدينه دعوت کرد. او بازوي ولايت و رسالت بود.

وقتي که خبر رحلت سعدبن­معاذ را به پيامبر دادند، آن حضرت به سرعت با پاي پياده و برهنه به سوي جنازه سعد شتافتند در حالي که در بين راه عبا از دوش مبارکشان افتاد و حضرت اعتنايي نکردند.

به هنگام تشييع جنازه سعد ديدند که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) در پشت تابوت، سمت راست تابوت، جلوي تابوت و سمت چپ تابوت حرکت مي­کنند. پرسيدند: «يا رسول الله، اين چه حالي است که از شما مي­بينيم؟!» فرمودند:

به خدا، دستم در دست برادرم جبرائيل است که مرا دور تابوت سعد طواف مي­دهد. اينک جبرائيل و ميکائيل به همراه هفتاد هزار ملک در تشييع جنازه سعد شرکت کرده­اند.1

پيامبر اکرم (سلام الله علیه و آله) با دست مبارک خويش بدن مطهر سعد را درون قبر گذاشت و براي او از خداوند طلب مغفرت فرمود.

مادر سعد وقتي اين صحنه را ديد، خطاب به فرزندش سعد گفت: «يا سعد، هنيئاً لَکَ الجَنَّةُ؛ فرزندم، بهشت گواراي وجودت باد!»

پيامبر با شنيدن اين جمله چهره درهم کشيد و با ناراحتي و عتاب فرمود:

مادر سعد! درباره امر پروردگار اين­گونه با قاطعيت سخن مگو! همينک قبر، چنان فشاري بر فرزندت سعد وارد ساخت که شيري که در دوران کودکي از سينة تو نوشيده بود، از سر انگشتانش خارج شد.2

همه مات و مبهوت مانده بودند، آخر چرا؟ کسي که هفتاد هزار ملک به تشييع جنازه­اش آمده­اند و پيامبر با دست خويش او را دفن کرده و برايش طلب مغفرت فرموده­اند، چرا بايد چنين فشار قبري داشته باشد؟ حضرت در پاسخ فرمودند:

            آري، براي آن که اخلاقش با اهل و عيالش اندکي بد بوده است.

واژة "سوءٌ" در سياق نکره آمده است تا نشانه تصغير باشد. يعني نه آن که به طور مطلق بد اخلاق بوده، بلکه بدين معناست که اخلاقش با اهل و عيالش اندکي بد بوده و در عرصة اخلاق خانوادگي کامل نبوده است.

ممکن است اين سوال مطرح شود که آيا شرکت هفتاد هزار ملک در تشييع جنازة سعد و طلب مغفرت پيامبر براي او براي برداشته شدن فشار قبر از وي سودي نبخشيد؟!

جواب اين است که «بد اخلاقي» حق الناس به گردن انسان مي­اندازد. طلب مغفرت ملائکة الله و پيامبر، باعث بخشيده شدن حق الله مي شود. اما در مورد حق الناس، بايد صاحب حق بگذرد تا خدا هم بگذرد. خداوند از حق خويش خيلي زود مي­گذرد؛ چرا که سريع الرِّضا است، اما گذشتن از حق مردم را به گذشتن صاحب حق واگذار فرموده است. سعد بن معاذ با بد اخلاقي خانوادگي­اش، حق همسر وفرزندان خويش را ضايع کرده است و تا ايشان از او به طور کامل راضي نشوند و او را حلال ننمايند، خدا هم از او نمي­گذرد.

بدين­سان رعايت «اخلاق خانوادگي» به طور کامل در کانون خانواده از سوي تمام اعضاي خانواده ضرورت مي­يابد؛ چراکه خداوند قادر قهار کوچک­ترين بد اخلاقي را در اين «محبوب­ترين کانون» برنمي­تابد و بدون عقاب نمي­گذارد، هرچند که به مقام سعد بن معاذ نيز نايل گشته باشيم.

يعني اگر بازوي ولايت و امام زمانت نيز شده باشي، اگر در اخلاق خانوادگي ات نقصي باشد، به همان ميزان بايد حساب پس بدهي و عقاب متحمل شوي؛ چرا که نقدکنندة اعمال تو بصير و تيزبين است.

به اندازه سر سوزني اخلاق نيک در خانواده نشان داده باشي، پاداشش را مي­بيني: (فَمَن يَعمَل مثقال ذَرَّةٍ خَيراً يَرَهُ)3 و به اندازه سر سوزني اخلاق بد نشان داده باشي، عقابش را مي­بيني: (وَ مَن يَعمَل مِثقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ).4

 ---------------

پی نوشت ها:

1. شيخ طوسي، الأمالي، ص427، ح955.

2. پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): «مَه يا اُمِّ سَعدٍ، لا تجزمی علی ربک، فإن سعدا قد اصابته ضمه، قال: فرجع رسول الله ورجع الناس، فقالوا له: یا رسول الله، لقد رایناک صنعت علی سعد ما لم تصنعه علی احد، انک تبعت جنازته بلا رداء ولا حذاء... وامرت بغسله وصلیت علی جنازته، ولحدته فی قبره، ثم قلت: إن سعدا قد أصابته ضمة! ... فقال (صلّی الله علیه و آله): نعم انه کان فی خلقه مع اهله سوء» علامه مجلسي، بحارالانوار، ج6، ص220، ح14، و شيخ طوسي، الأمالي، ص427، ح955؛ شيخ صدوق، الأمالي، ص315، ح2.

3. زلزال (99)، 5.

4. زلزال (99)، 6.

 

 

 

آثار و فواید اخلاق در خانواده

پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) نزدیک ترین شخص به خود را در قیامت این گونه معرفی کرده و فرمودند: نزديک­ترين شما به مقام و جايگاه من در روز رستاخيز... همانانند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند.

 فوايد و آثار «اخلاق خانوادگي»

رعايت هر يک از آداب اخلاقي در خانواده، آثار و برکاتي عجيب در پي دارد که هر کدام مي تواند به راه ميانبري در سير و سلوک الهي و تربيت مهدوي خانوده تبديل گردد:

1. نايل شدن به مقام صدّيقان و شهيدان:

پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) فرمودند: به اهل و عيال خود خدمت نکند مگر صدّيق يا شهيد يا مردي که خداوند خير دنيا و آخرت او را بخواهد.1

يا علي، کسي که به همسرش در خانه خدمت نمايد و بر اين خدمت گزاري رو ترش نکند و منت نگذارد، خداوند نام او را در ديوان شهدا ثبت نمايد... و براي هر قدمي که در ياري همسرش برمي­دارد، ثواب يک حج و عمره به او عطا فرمايد و به ازاي هر رگي که در بدن اوست، برايش شهري در بهشت مقرر فرمايد.2

2. باريابي به مقام صالحان و پيامبران:

حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله) در بیانی فرمودند: مردي که بد اخلاقي همسرش را تحمل نمايد، خداوند پاداشي مثل پاداش داوود  پيامبر را به او عطا فرمايد و زني که بر بد اخلاقي همسرش صبر نمايد، خداوند مثل ثواب آسيه، همسر فرعون، را به او عطا فرمايد.3

3. شادماني در روز قيامت:

امام رضا (علیه السلام) می فرماید: مهر و رأفت خداوند به زنان بيشتر از مردان است. حال اگر مردي موجب خوشحالي همسرش گردد، خداوند او را در روز قيامت خوشحال و شادمان گرداند.4

4. باريابي به مقام عابدان و صابران:

روزي رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) وارد شدند و ديدند که اميرالمؤمنين (علیه السلام) کنار حضرت زهرا (سلام الله علیها) نشسته و مشغول پاک کردن عدس است.

حضرت فرمودند: اي اباالحسن، اين سخن را از من بشنو که چيزي جز وحي الهي بر زبان نمي­رانم:

"هيچ فردي همسرش را در خانه کمک و ياري نمي­کند، مگر آن که به عدد هر مويي که در بدن اوست، برايش عبادت يک سال با روزة روزها و قيام شب­ها منظور مي­­شود. و خداوند پاداشي را که به صابراني چون داوود پيامبر، يعقوب و عيسي، عطا فرمود، به او عطا فرمايد".5

5. آمرزش گناهان:

حضرت خطاب به امیرمؤمنان (علیهما السلام) فرمودند: يا علي، خدمت مرد به اهل و عيال از روي محبت و اشتياق، کفاره گناهان بزرگ اوست که غضب پروردگار را خاموش مي­کند.6

6. مهريه حورالعين:

حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله) در ادامه فرمودند: يا علي، خدمت بدون منت و از روي محبت به اهل و عيال، مهريه حورالعين­هاي بهشتي است و حسنات و درجات انسان را فزوني مي­بخشد.7

7. افزايش طول عمر:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرکس با خانواده­اش نيک رفتار باشد، خداوند بر عمرش بيفزايد.8

8. قرب و نزديکي به پيامبر در رستاخيز:

پیامبر اعظم (صلوات الله علیه و آله) نزدیک ترین شخص به خود را در قیامت این گونه معرفی کرده و فرمودند: نزديک­ترين شما به مقام و جايگاه من در روز رستاخيز... همانانند که با همسرانشان بهتر رفتار کنند.9

9. شباهت يافتن به اسوه­هاي اخلاق

پيامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به اميرالمؤمنين (علیه السلام) فرمود: «آيا تو را با خبر نسازم که شبيه­ترين شما به من در اخلاق چه کسي است؟» پاسخ داد: «بلي يا رسول الله»: فرمود:

شبيه­ترين شما به من، خوش اخلاق­ترين شما، بردبارترين شما، نيکوکارترين شما نسبت به خانواده و خويشاوندانش، و با انصاف­ترين شماست.10

به شهادت و گواهي صحابه پيامبر، آن حضرت از همه مردم نسبت به زنان مهربان­تر بودند.11

از آن جا که امام زمان روحي­فداه ميراث­دار اخلاق و مرام نبوي و شبيه­ترين مردم از نظر اخلاقي به پيامبر اکرم است،12 مي­توان نتيجه گرفت که امام عصر (ارواحنافداه) خوش­اخلاق­ترين، بردبارترين، نيکوکارترين و مهربان­ترين مردمان نسبت به خانواده13 و خويشاوندان خويش است.

بر اين اساس مي­توان گفت که يکي از بهترين و ميانبرترين راه­هاي شباهت و تناسب يافتن با وجود آن حضرت، و نزديک شدن وجودي به آن ساحت نوراني عرصه مراعات اخلاق خانوادگي است.

 ---------------------------------

پی نوشت ها:

1. رسول الله (صلی الله علیه و آله): «لا يَخدِمُ العَيالَ إِلّا صِدّيقٌ أو شَهيدٌ أو رَجُلٌ يُريدُ اللهُ بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ» ري شهري، ميزان الحکمه، ح7881.

2. رسول الله(صلی الله علیه و آله): «يا علي، مَن کانَ في خِدمَةِ العَيالِ  في البَيتِ وَ لَم يَأنِف کَتَبَ اللهُ اسمَهُ في ديوانِ الشُّهداءِ، ...وَ کَتَبَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ ثَوابَ حَجَّةٍ وَ عُمرَةٍ، وَ أعطاهُ اللهُ بِکُلِّ عِرقٍ في جَسَدِهِ مَدينَةً في الجَنَّةِ...» علامه مجلسي، بحارالانوار، ج101، ص132، باب 6، ح1.

3. پيامبر اکرم(صلی الله علیه و آله): «مَن صَبَرَ عَلي سُوء خُلقِ امرَأتِهِ أعطاهُ اللهُ مِنَ الأجرِ ما أعطاهُ داوُودَ عَلي بَلائِهِ، وَ مَن صَبَرَت عَلي سُوء خُلقِ زَوجِها أعطاها مِثلَ ثَوابِ آسِيَةِ بِنتِ مُزاحِم» علامه مجلسي، بحارالانوار، ج100، ص247، ح30.

4. امام رضا (علیه السلام) «إِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالي عَلَي الإِناثِ أرأفُ مِنهُ عَلي الذُّکُورِ وَ ما مِن رَجُلٍ يُدخِلُ فَرحَةً عَلَي امرَأةٍ بَينَهُ وَ بَينَها حُرمَةٌ إِلَّا فَرَّحَهُ اللهُ تَعالي يَومَ القيامَةِ» کليني، الکافي، ج6، ص6، ح7.

5. رسول الله (صلی الله علیه و آله) «يا أبا الحَسَنِ، إِسمَع مِنّي وَ ما أقوُلُ إِلَّا مِن أمرِ رَبّي، ما مِن رَجُلٍ يُعينُ امَرأتَهُ في بَيتِها إِلِّا کانَ لَهُ بِکُلِّ شَعرَةٍ عَلي بَدنِهِ عِبادَةُ سَنَةٍ صِيامُ نَهارِها وَ قِيامُ لَيلِها، وَ أعطاهُ اللهُ مِنَ الثَّوابِ مِثلَ مَا أعطاهُ الصّابِرينَ داوُودَ النَّبِيِّ وَ يَعقُوبَ وَ عيسي» علامه مجلسي، بحار الانوار، ج101، ص132، باب6، ح1.

6. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله): «يا علي، مَن لَم يَأنِف في خِدمَةِ العَيالِ فَهُوَ کَفّارَةٌ لِلکبائِرِ، وَ يُطفِيءُ غَضَبَ الرَّبِّ» شعيري، تاج‌الدين، جامع الأخبار، ص275، ح751.

7. پيامبر اعظم (صلی الله علیه و آله): «يا علي، مَن لَم يَأنفِ مِن خِدمَة العَيالِ فَمُهورُ الحُورِ العَينِ، وَ تَزيدُ في الحَسَناتِ وَ الدَّرجات» همان؛ علامه مجلسي ، بحارالانوار، ج101، ص132، باب 6، ح1.

8.  امام صادق (علیه السلام): «مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأهلِهِ زادَ اللهُ في عُمرِهِ» کليني، الکافي، ج8، ص219.

9.  رسول الله (صلی الله علیه و آله): «أقَرَبُکُم مِنّي مَجلِساً يَومَ القِيامَةِ... خَيرُکُم لِأهلِهِ» شيخ حرّ عاملي، وسائل الشيعه، ج8، ص507.

10. رسول الله (صلی الله علیه و آله) لأميرالمؤمنين (علیه السلام): «ألا اُخبِرُکَ بِأشبَهِکُم بي خُلقاً؟» قال: «بلي يا رسولَ الله» قال: «أحسَنُکُم خُلقاً، أعظَمُکُم حِلماً، وَ أبَرُّکُم بِقَرابَتِهِ، وَ أشَدُّکُم مِن نَفسِهِ إِنصافاً» شيخ صدوق، معاني الأخبار، ص253، ح1.

11. انس بن مالک: «وَ کانَ رَسُولُ الله أرحَمَ النَّاسِ بِالنِّساءِ» بخاري، ادب المفرد، ص87.

12. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دربارة مهدي موعود (ارواحنافداه) فرمود: «...مَهدِيُّ اُمَّتي أشبَهُ النَّاسِ بي في شَمائِلِهِ وَ أقوالِهِ وَ أفعالِهِ؛ مهدي امتم  در شکل و شمايل و گفتار و رفتار شبيه ترين مردم به من است» علامه مجلسي، بحار الانوار، ج52، ص379.

13. درباره ازدواج و تشکيل خانوادة امام مهدي (علیه الصلاه و والسلام) دو ديدگاه مطرح است:
1. برخي از علماي شيعه همچون سيدبن­طاووس در کتاب کشف المحجّه، و محدّث نوري در کتاب نجم الثّاقب بر اين عقيده­اند که آن حضرت ازدواج کرده­اند و فرزنداني نيز دارند.

 

 

پایگاه اطلاع رسانی حجه الاسلام آقا تهرانی

به آدرس

پایگاه اطلاع رسانی حجه الاسلام دکتر آقا تهرانی

 

 

نماز

 

امام رضا (علیه السلام) در مورد آداب نماز فرمودند: اگر برای نماز ایستادی تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستاده‏ای و پیوسته با طمأنینه و نگران باشی. همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده ، در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئی خدا را می‏بینی، که اگر تو او را نمی‏بینی او تو را می‏بیند. (فقه الرضا(علیه السلام)، ص 101)

 

پیامبر در حدیثی برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی را به اقامه کنندگان نماز اول وقت نوید می‌دهند و می‌فرمایند: «بنده‌ای نیست که به وقت‌های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می‌کنم: برطرف شدن گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش» (سفینه البحار،ج 2، ص 42)

 

آقا دعا کنید

 

 

امام علی علیه السلام می فرماید:

 هیچ مۆمنی دعا نمی کند مگر اینکه ما برای او آمین می گوییم و ساکت نمی شود مگر اینکه برای او دعا کنیم.(بصائر الدرجات، ص279، ح1)

 

امام موسی کاظم علیه السلام در این باره می فرماید:

هیچ ملکی نیست که خداوند او را برای اجرای فرمانی به زمین ارسال نماید مگر اینکه ابتدا نزد امام رفته و آن امر را به ایشان عرضه می دارد.(بصائر الدرجات، ص115،ح22)

احادیث


«وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاكِرِینَ »(آل عمران/آیه 54 ) ؛ و مكر ورزیدند، و خدا مكر در میان آورد، و خداوند بهترین مكرانگیزان است.


امام کاظم علیه السلام می فرماید: در غیبت قائم ما (عج) کسانی که محبت به ما دارند و از دشمنان ما بیزارند، به خدا قسم آن ها روز قیامت در کنار ما هستند


امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند: هر کس در عصر غیبت به ولایت ما ثابت قدم باشد خداوند به او اجر و ثواب هزار شهید عطا می کند

عالم جلیل القدر مرحوم سید بن طاووس که بارها توفیق شرفیابی محضر امام زمان عج الله تعالی نصیبش گشته است

در سفارشی که برای فرزند خویش دارد می فرماید:« فرزندم هر روز دوشنبه و پنجشنبه که اعمال تو خدمت مولایت عرضه می شود با کمال خواری و فروتنی خواسته های خود را به امام زمانت عرضه بدار و با امام خویش حرف بزن و بعد از سلام به حضرتش زیارت« سلام الله الکامل و التام الشامل.....» را بخوان آن گاه بگو: «یامولانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئین»

پس از آن به امام زمانت بگو:

ای آقا و مولای من این برخورد برادران یوسف با برادر و پدر خود و عکس العمل آن دو بزرگوار در برابر آنان است، که از آن همه جنایات و بی مهری ها که از آن ها سر زد باز یوسف و پدر بزرگوارش یعقوب بر آنان مهرورزیدند و از تقصیر و گناهش در گذشتند و آنان را مورد عفو و بخشش خویش قرار دادند.پس اگر من هم مورد پسند و خوشنودی خدا و رسول او و پدران بزرگوار شما و خودتان نیستم، شما از حضرت یعقوب و یوسف سزاوارترید در این که مرا مشمول مهر و بردباری و کرم بزرگواری خویش قرار دهید.(کشف المحجه لثمرة المهجه، فصل 150، ص209)


چه زیباست که غافلین از آن امان غریب و تنها که در گردبار سیاه گناهان گرفتار شده اند و با سنگ معصیت دل بلورین مولای خویش را شکسته و بر زخم نازنینش نمک پاشیده اند؛ با مولای خود نجوا کرده بگویند:

مهربان اماما!


من به سوی تو نیامدم مگر برای آنکه مرا به عطر دل انگیز استغفارت معطر سازی و از خدا برایم آمرزش طلبی که تو دعای مستجاب و دستگیریت تنها راه نجات من است........