احادیث و عکس های زیبا از نرم افزار 810 حدیث

به نام خدا


امام سجاد(ع) فرمود:

مردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و گفت:

ای رسول خدا، من هیچ كار زشتی نمانده كه انجام نداده باشم، آیا می‌توانم توبه كنم؟

رسول خدا (ص) فرمود:

آیا هیچیك از پدر و مادرت زنده هستند؟

گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیكی كن

  وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: كاش مادرش زنده بود.



کیفیت عکس ها خوبه ابعادش کوچیک شده تا در قالب سایت جا بشه




بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه نوشته

نماز


یکی از شاگردان نامی و گرانقدر آیت الله قاضی حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) می باشند .علامه مصباح یزدی از قول ایشان می گویند که آیت الله العظمی بهجت از استاد خویش آیت الله قاضی نقل می کردند که ایشان می فرمود:

 

« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »

سوره ی الرحمن


 
   




به نام خداوند رحمتگر مهربان




 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

[خداى] رحمان (۱)

 


الرَّحْمَنُ ﴿۱﴾

قرآن را ياد داد (۲)

 

عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿۲﴾

انسان را آفريد (۳)

 


خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿۳﴾

به او بيان آموخت (۴)

 

عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿۴﴾

خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند (۵)




 

الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿۵﴾

و بوته و درخت چهره‏سايانند (۶)

 

وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ ﴿۶﴾

و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت (۷)

 


وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ﴿۷﴾

تا مبادا از اندازه درگذريد (۸)





 

أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ﴿۸﴾

و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد (۹)





وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿۹﴾

و زمين را براى مردم نهاد (۱۰)




وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿۱۰﴾

در آن ميوه  و نخلها با خوشه‏هاى غلاف دار (۱۱)

 


فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿۱۱﴾

و دانه‏هاى پوست‏دار و گياهان خوشبوست (۱۲)

 


وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿۱۲﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۱۳)





 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۱۳﴾

انسان را از گل خشكيده‏اى سفال مانند آفريد (۱۴)





 

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿۱۴﴾

و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد (۱۵)





وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ ﴿۱۵﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۱۶)

 


فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۱۶﴾

پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر (۱۷)





 

رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿۱۷﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۱۸)





فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۱۸﴾

دو دريا را  روان كرد [كه] با هم برخورد كنند (۱۹)






 

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ﴿۱۹﴾

ميان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى‏كنند (۲۰)







 

بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ﴿۲۰﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۱)

 




فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۱﴾

از هر دو  مرواريد و مرجان برآيد (۲۲)

 



يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ﴿۲۲﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۳)

 




فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۳﴾

و او راست در دريا سفينه‏هاى بادبان‏دار بلند همچون كوهها (۲۴)

 



وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿۲۴﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۵)

 



فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۵﴾

هر چه بر [زمين] است فانى‏شونده است (۲۶)







 

كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿۲۶﴾

و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند (۲۷)

 




وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿۲۷﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۸)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۸﴾

هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مى‏كند هر زمان او در كارى است (۲۹)








 

يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿۲۹﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۰)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۰﴾

اى جن و انس زودا كه به شما بپردازيم (۳۱)

 




سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ ﴿۳۱﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۲)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۲﴾

اى گروه جنيان و انسيان اگر مى‏توانيد از كرانه‏هاى آسمانها و زمين به بيرون رخنه كنيد پس رخنه كنيد [ولى] جز با [به دست آوردن] تسلطى رخنه نمى‏كنيد (۳۳)

 






يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿۳۳﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۴)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۴﴾

بر سر شما شراره‏هايى از [نوع] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد و [از كسى] يارى نتوانيد طلبيد (۳۵)







 

يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ﴿۳۵﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۶)

 



فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۶﴾

پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد (۳۷)



 

فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿۳۷﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۸)

 




فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۸﴾

در آن روز هيچ انس و جنى از گناهش پرسيده نشود (۳۹)

 




فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ﴿۳۹﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۰)






فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۰﴾

تبهكاران از سيمايشان شناخته مى‏شوند و از پيشانى و پايشان بگيرند (۴۱)







 

يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿۴۱﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۲)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۲﴾

اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مى‏خواندند (۴۳)







 

هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿۴۳﴾

ميان [آتش] و ميان آب جوشان سرگردان باشند (۴۴)







 

يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ﴿۴۴﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۵)

 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۵﴾

و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است (۴۶)

 



وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ﴿۴۶﴾

پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۷)






 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۷﴾

كه داراى شاخسارانند (۴۸)

 


ذَوَاتَا أَفْنَانٍ ﴿۴۸﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۹)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۹﴾

در آن دو [باغ] دو چشمه روان است (۵۰)

 



فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ ﴿۵۰﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۱)

 



فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۱﴾

در آن دو [باغ] از هر ميوه‏اى دو گونه است (۵۲)

 



فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿۵۲﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۳)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۳﴾

بر بسترهايى كه آستر آنها از ابريشم درشت‏بافت است تكيه آنند و چيدن ميوه [از] آن دو باغ [به آسانى] در دسترس است (۵۴)








 

مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ﴿۵۴﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۵)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۵﴾

در آن [باغها دلبرانى] فروهشته‏نگاهند كه دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است (۵۶)







 

فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿۵۶﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۷)

 



فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۷﴾

گويى كه آنها ياقوت و مرجانند (۵۸)





 

كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ﴿۵۸﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۹)






 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۹﴾

مگر پاداش احسان جز احسان است (۶۰)






 

هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ﴿۶۰﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۱)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۱﴾

و غير از آن دو [باغ] دو باغ [ديگر نيز] هست (۶۲)







 

وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ ﴿۶۲﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۳)






 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۳﴾

كه از [شدت] سبزى سيه‏گون مى‏نمايد (۶۴)






 

مُدْهَامَّتَانِ ﴿۶۴﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۵)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۵﴾

در آن دو [باغ] دو چشمه همواره جوشان است (۶۶)






 

فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ ﴿۶۶﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۷)






 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۷﴾

در آن دو ميوه و خرما و انار است (۶۸)






 

فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ﴿۶۸﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۹)

 




فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۹﴾

در آنجا [زنانى] نكوخوى و نكورويند (۷۰)






 

فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ ﴿۷۰﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۱)






 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۱﴾

حورانى پرده‏نشين در خيمه‏ها (۷۲)






 

حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ ﴿۷۲﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۳)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۳﴾

دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است (۷۴)

 




لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿۷۴﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۵)

 




فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۵﴾

بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زده‏اند (۷۶)







 

مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ ﴿۷۶﴾

پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۷)







 

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۷﴾

خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت (۷۸)







 

تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿۷۸﴾




دعا

آیه 60 سوره غافر می فرماید : «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ».


پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا  شما را بپذیرم!

كسانی كه از عبادت من تكبر ورزند، به زودی با ذلت وارد دوزخ می‌شوند



عاشق كه شد كه یار بحالش نظر نكرد


 ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست



در دعای شریف افتتاح كه ویژه شب های ماه مبارك رمضان است می‌خوانیم: «و لعل الذی أبطأ عنی هو خیر لی، لعلملك بعاقبة الأمور» یعنی خدایا اگر در برآورده شدن برخی حاجات من، تأخیر شده است، علت آن علم تو به عاقبت امور است.


«وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَ لْیُؤْمِنُواْبِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»؛

و هنگامی که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند،
 (بگو)‌
 من نزدیکم،‌ دعای دعا کننده را به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم؛ پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند



در این آیه شریفه پس از تصریح بر نزدیک بودن خدا به بندگان - که مسلماً نزدیک جسمی و فیزیکی مطرح نیست- بحث اجابت دعای بندگان مطرح شده است. جالب اینجاست که این آیه دقیقاً پس از آیات مربوط به ماه مبارک رمضان و در سیاق واحد با آنان می‌باشد. یعنی دقیقاً پس از مطرح شدن بحث روزه و نزول قرآن کریم در ماه رمضان خداوند موضوع دعا استجابت آن را مطرح کرده است که این نشان دهنده اهمیت دعا در این ماه مبارک است.



«فلیستجیبوا لی» یعنی باید بندگان من هم دعوت مرا اجابت کنند تا من هم دعای آنان را اجابت کنم

به فکر اصلاح اعمالمان باشیم

برای اصلاح اعمالم از کجا شروع کنم؟

بزرگان می گویند : از نماز شروع کن و نمازت را درست کن. از نماز شروع کن. بلافاصله روی نمازت کار کن و آن را درست کن. وضویت را درست کن. غسلت را درست کن. تقلیدت را درست کن. تقلید صحیح و شرعی داشته باش. وضو را از رساله نگاه کن و دقیق یاد بگیر. وضوی صحیح انجام بده. غسل صحیح انجام بده. حمد و سوره را درست کن. آی مسلمان ها حمد و سوره تان را درست کنید.

اگر نماز انسان درست باشد، به نمازش بها دهد، نمازش را اول وقت بخواند، یک قدم برداشته که هزار قدم است. برای درست شدن قدم بسیار بزرگی است. بعد هم یک کار دیگر هست که قدم بزرگی است. در جوانی قدم بسیار بزرگی است. سعی کند گذشته ها را جبران کند.

بعد که انسان بر گناه غلبه کرد، بارک الله. بارک الله. اگر همچین آدمی گیر آوردید می ارزد که دورش بگردید. کسی که بر گناه غلبه کرده و دیگر هیچ گناهی در زندگی اش نیست، بسیار بارک الله دارد. کسانی که در آن عالم هستند و مراقب ذره ذره رفتار ما هستند دیگر از خاطر نمی برند. آنها اصلا یادشان نمی رود. من خودم یادم می رود. اگر اشتباهی و غلطی کردم، خودم یادم می رود اما آنها یادشان نمی رود. اگر یک روز بخواهند حساب مرا بکشند می توانند. از روز اول عمر حساب می کنند تا آخر.


احادیث امام علی (ع)

امام علی


نماز گناهان را مانند برگ درخت مى ریزد و گردنها را از ریسمان گناه آزاد مى سازد، پیامبر خدا نماز را به چشمه آب گرم که بر در خانه شخص باشد و روزى پنج نوبت خود را در آن شستشو دهد تشبیه فرمود، آیا با چنین شستشوها چیزى از آلودگى بر بدن باقى مى ماند؟


(خطبه 199)


امام على علیه السلام در خطبه227 مى فرماید:

«اللهم انک آنس الانسین لاولیائک، و احضرهم بالکفایة للمتوکلین علیک. تشاهدهم فى سرائرهم، و تطلع علیهم فى ضمائرهم، و تعلم مبلغ بصائرهم. فاسرارهم لک مکشوفة، و قلوبهم الیک ملهوف. ان اوحشتهم الغربة آنسهم ذکرک، و ان صبت علیهم المصائب لجووا الى الاستجارة بک؛

پروردگارا تو از هر انیسى براى دوستانت انیس ترى، و از همه آنها براى کسانى که به تو اعتماد کنند براى کارگزارى آماده ترى، آنان را در باطن دل شان مشاهده مى کنى و در اعماق ضمیرشان بر حال آنان آگاهى و میزان بصیرت و معرفتشان را مى دانى، رازهاى آنان نزد تو آشکار است و دلهاى آنها در فراق تو بیتاب است. اگر تنهائى سبب وحشت آنان گردد یاد تو مونسشان است و اگر سختی ها بر آنان فرو ریزد به تو پناه مى برند».


راه شکست شیطان

در بيانات نورانى اميرالمؤمنين ( عليه السلام)  آمده است:

«صافوا الشيطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة تزكو أنفسكم و تعلو عند الله درجاتكم» 

در برابر شيطان كه مانع و رهزن سير آدمى به سوى خداست، صف‏آرايى كنيد و با همه ساز و برگ نظامى خود به جنگ او برويد. اگر چنين كرديد، جان شما تزكيه مى‏شود و درجات شما بالا مى‏رود.


كمينگاههاى شيطان

كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 103

نويسنده: آيت الله جوادى آملى

صف آرايى در برابر شيطان


در ادامه مطلب
....
...
...
..
..
.
ادامه نوشته

احادیث امام حسن مجتبی (ع)


 امام حسن مجتبی

قال حسن بن علی (ع):


«مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.»

كسى كه خدا را اطاعت و عبادت كند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.


«أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»

كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.


«لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد.


«صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوكَ.»

چنان با مردم مصاحبت داشته باش كه خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت كنند.


«أَلنّاسُ فی دارِ سَهْو وَغَفْلَة یعْمَلُونَ وَ لا یعْلَمُون فَإِذا صارُوا إِلى دارِ الاْخِرَةِ صارُوا إِلى دارِ یقین یعْلَمُونَ وَ لا یعْمَلُونَ.»

مردم در این دنیا در سراى بىخبرى و غفلت به سر مىبرند، كار مىكنند و نمىدانند. وقتى كه به سراى آخرت رفتند، به خانه یقین مىرسند، آن گاه است كه مىدانند، ولى دیگر كار نمىكنند.


هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ.

أَلْكِبْرُ بِهِ هَلاكُالدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ.

أَلْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ.

أَلْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ وَ بِهِ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.

هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است:كبر، حرص، حسد.

تكبّر كه به سبب آن دین از بین مىرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.

حرص كه دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.

حسد كه سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را كشت.


«أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ.»

پستى آن است كه شكر نعمت را نكنى.


«ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ.»

هیچ قومى با همدیگر مشورت نكنند، مگر آن كه به رشد و كمالشان هدایت شوند.


«إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.»

خلافت فقط از آنِ كسى است كه به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل كند، و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم.


ظهور نزدیک می شود اگر...

امام حسن

 

شهادت امام علی علیه السلام به دست خوارج سد بزرگی را از سر راه پادشاهی معاویه برداشته، باعث شادی فراوان او شد. اما اکنون مشکلی دیگر در راه بود. فرزند بزرگ امام، یعنی حسن بن علی علیهما السلام در کوفه بود و کوفیان، که از تسلط معاویه بر شهر خود بیم داشتند، با ایشان بیعت کرده بودند.(1) امام حسن علیه السلام به عنوان خلیفه مسلمین چندین نامه به معاویه نوشته، او را از سرکشی بازداشت. اما روشن بود که معاویه از حکومت چشم نخواهد پوشید.(2) پس از رد و بدل شدن این نامه ها و بی فایده بودن آنها، امام علیه السلام به آخرین پیک معاویه فرمود: «بین من و شما چیزی جز شمشیر حاکم نخواهد بود».(3) به گواهی تاریخ 12هزار نفر از کوفیان فراخوان امام علیه السلام برای جنگ با معاویه را اجابت کرده، در اردوگاه « نُخَیلِه » جمع شدند. اما هرگز بین امام حسن علیه السلام و معاویه جنگی در نگرفت.

 

سۆالی تاریخی

صلح امام حسن علیه السلام با معاویه یکی از وقایع تاریخی است که از دیرباز سۆال انگیر بوده است. امام علیه السلام در موقعیت های گوناگون پاسخی هایی به این سۆال داده اند.

یکی از جوابهای ایشان در مورد علت سازش با معاویه، بیان یکی از سنت های تاریخ است. امام برای این سنت سه شاهد آورده، می فرمایند که هرگاه مردمی چنین رفتاری داشته باشند تاریخ تکرار خواهد شد. سکوت هارون بن عمران در برابر سامری و انحراف جامعه، پنهان شدن پیامبر مکرم اسلام در غار و هجرت به مدینه، و سازش امیرالمۆمنین علیه السلام در جریان سقیفه، سه قضیه ای است که امام حسن علیه السلام با اشاره به آنها، علت صلح خود با معاویه را توضیح میدهد.

خدای متعال با موسای کلیم وعده ی دیداری سی روزه می گذارد. جناب موسی برادرش هارون را برای ایام غیبت به مردم معرفی می کند. پس از هجرت موسی، خداوند به او وحی میکند که قرار ملاقات ده روز تمدید شده و باید مناجات به چهل شب برسد.(4) این تاخیر ده روزه امتحانی برای قوم بنی اسرائیل می شود. سامری در این مدت گوساله ای از طلا ساخته، مردم را به پرستش آن دعوت می کند. مردم نیز خدای متعال را رها کرده، گوساله پرست می شوند! حضرت موسی که با وحی الهی از مردودی قومش در امتحان آگاه شده است با سرعت به میان مردم بازمی گردد. این پیامبر خدا، پس از مۆاخذه ی مردم، جناب هارون را بازخواست می کند که چرا جلوی انحراف را نگرفته است. عذر هارون چیزی جز سستی مردم نیست. ایشان به برادر خود موسای کلیم می گوید مردم نه تنها از او پیروی نکردند، بلکه در برابر سامری خوارَش کرده، نزدیک بود او را بکشند!(5) امام حسن علیه السلام با اشاره به این ماجرا می فرماید: «مردم با اینکه می دانستند هارون جانشین موسی است از سامری پیروی کرده، هارون را تنها گذاردند. اگر هارون یاور می داشت هرگز در برابر سامری سکوت نمی کرد».(6)

امام حسن علیه السلام پس از اشاره به ماجرای سکوت هارون در برابر سامری، هجرت پیامبر اسلام از مکه، و سازش امام علی علیه السلام با غاصبان خلافت، علت هر سه واقعه را سستی مردم در یاری حق شمارده، می فرماید: همین عامل مرا نیز به صلح با معاویه واداشت

دومین شاهد امام علیه السلام، ماجرای خروج پیامبر از مکه، مخفی شدن در غار و سپس هجرت به مدینه است. پیامبر اکرم سیزده سال آشکارا مردم مکه را به اسلام دعوت کرد. اما بیشترین نتیجه ای که نصیب حضرت شد شکنجه ی یاران اندک و شهادت آنها، محاصره ی بسیار سخت اقتصادی در شعب ابی طالب و نهایتا آزار رساندن به شخص ایشان توسط قومش بود. این نافرمانی ها باعث شد خداوند به رسول خود فرمان هجرت به مدینه را صادر نماید. امام حسن علیه السلام در تحلیل هجرت رسول خدا می فرماید: «اگر پیامبر در برابر مشرکان مکه به اندازه ی کافی یاور می داشت، به جای ترک مکه، با مشرکان می جنگید».(7) این بیان نشان می دهد سستی مردم در اجابت سیزده سال دعوت پیامبر، ایشان را مجبور به سکوت در برابر مشرکان و بلکه فرار و هجرت نموده است.

امام حسن

آخرین شاهد حضرت مجتبی –که درود خدا بر او باد- بر تاثیر سستی مردم در تصمیم گیری اولیای الهی، ماجرای غصب خلافت پس از رحلت رسول گرامی اسلام است. رسول خدا صلی الله علیه و آله در فرصت های فراوان و به بیان ها ی گوناگون علی بن ابی طالب علیه السلام را به عنوان خلیفه ی بعد از خود معرفی نمود.(8) با این حال پس از رحلت نبی مکرم اسلام، عده ای خلافت را غصب کردند. حضرت علی علیه السلام در گیر و دار غصب خلافت بارها واقعه ی غدیر و سایر فرمایش های پیامبر را به مردم یادآوری نموده، آنها را به موضع گیری در برابر این انحراف فرا خواند. اما سستی مردم، ایشان را به سکوت و گردن نهادن به حکومت غاصبان واداشت.(9) امام حسن علیه السلام در این مورد نیز صراحتا می فرماید: «پدرم ابتدا دست به بیعت با آنها (غاصبان) دراز نکرد و آنها را قسم داد (که آیا آنچه رسول خدا در مورد من گفته را فراموش کرده اید) و از یارانش کمک خواست. اما فریادش اجابت نگردید و او یاری نشد. در حالی که اگر بر ضد غاصبان، یاران ]کافی[ می داشت هرگز به خواسته ی آنان تن نمی داد.»(10)

حضرت مجتبی علیه السلام بعد از بیان این سه واقعه و علت کوتاه آمدن ولیّ الهی در برابر دشمن، می فرماید: «مردم مرا نیز تنها گذارده و تن به حکومت غیر من دادند. در این حال سنت تاریخ تکرار خواهد شد و من نیز که برای مبارزه یاور کافی ندارم، به ناچار باید در برابر ستم، دست از شمشیر بردارم».

آخرین حجت الهی هرگز با ستمگری سازش نخواهد کرد. حضرت مهدی علیه السلام تنها زمانی ظهور خواهد کرد که سستی یاران او را به سازش وادار نکند بلکه یارانی استوار (نه سست) برای نبرد با ظالمان داشته باشد

امام حسن علیه السلام پس از بیان این مطالب می فرماید:

«و إِنَّما هی السُّنَنُ و الأَمثالُ یَتبَعُ بَعضُها بَعضاً ؛ اینها سنت ها و قضایای مشابهی است که همه یک حکم دارند و از هم دیگر پیروی می کنند».(11) و با این فرمایش به تمام مۆمنان در طول تاریخ هشدار می دهند که اگر شما هم در یاری حاکمِ حق، کوتاهی و سستی کنید او وادار به سازش با دشمنان می شود.

 

تکرار تاریخ


تنها امامی که هرگز بیعت ظالمی را بر گردن نخواهد داشت حضرت مهدی(عج) است.(12) با توجه به آنچه امام حسن علیه السلام در مورد صلح خود با معاویه فرمود می توان چنین نتیجه گرفت که یکی از علت های غیبت حضرت مهدی -عج الله فرجه- سستی مردم دوران ایشان است. اگر حضرت، ظهور نماید و یاران کافی نداشته باشد، باید با ظالمان سازش کند. اما خداوند نخواسته که آخرین حجتش به دلیل سستی یاران، مجبور به سازش با ظالمان شود. پس تا زمانی که مردم آماده ی یاری آن حضرت نباشد، ایشان نیز ظاهر نخواهد شد.

سستی مردم در یاری حق، حاکمان الهی را وادار به سازش با ستمگران می کند. امام حسن علیه السلام پس از اشاره به ماجرای سکوت هارون در برابر سامری، هجرت پیامبر اسلام از مکه، و سازش امام علی علیه السلام با غاصبان خلافت، علت هر سه واقعه را سستی مردم در یاری حق شمارده، می فرماید: همین عامل مرا نیز به صلح با معاویه واداشت.

اما آخرین حجت الهی هرگز با ستمگری سازش نخواهد کرد. حضرت مهدی علیه السلام تنها زمانی ظهور خواهد کرد که سستی یاران او را به سازش وادار نکند بلکه یارانی استوار (نه سست) برای نبرد با ظالمان داشته باشد.

آری ظهور نزدیک می شود اگر یارانی استوار برای آخرین حجت خدا پیدا شوند.

 

پی نوشت:

1) در بین کسانی که با امام حسن علیه السلام بیعت کردند تعداد اندکی شیعیانی بودند که با ایشان به عنوان خلیفه ی به حق رسول خدا دست بیعت دادند. برای آگاهی بیشتر در مورد علت های بیعت مردم کوفه با امام حسن علیه السلام  رجوع کنید به: جعفریان، رسول. تاریخ سیاسی اسلام، ج2(تاریخ خلفا)، صص363 تا 369.

2) این نکته برای امام حسن علیه السلام واضح بود، اما امام طی این نامه نگاری ها علاوه بر اتمام حجت با معاویه، شاهدی برای تاریخ باقی گذارد.

3) شرح نهج البلاغه ی ابن أبی الحدید، ج‏16، ص26: «ثم قال للحارث و جندب ارجعا فلیس بینی و بینكم إلا السیف‏».

4) «و واعَدنا موسى‏ ثَلاثینَ لَیلَةً و أتمَمناها بِعَشرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّه أربَعینَ لَیلَةً و قالَ موسى‏ لِأخیه هارونَ اخلُفنی‏ فی‏ قَومی‏ و أصلِح و لا تَتَّبِع سَبیلَ المُفسِدین» اعراف/142.

5) این ماجرا در چند سوره از قرآن آمده است. به عنوان مثال میتوانید به سوره های اعراف(142تا154) و طه (85تا97) مراجعه کنید.

6) بحار الأنوار(چاپ بیروت)، ج10، ص142.

7) همان.

8) مهمترین موقعیتی که رسول گرامی اسلام به این موضوع تصریح و تاکید فراوان نمود، واقعه ی غدیر است.

9) حضرت به یاور نداشتن در آن واقعه اشاره ایی دارند. مثلا در خطبه ی سوم نهج البلاغه (معروف به شقشقیه) می فرماید: «و در این اندیشه بودم كه آیا با دست تنها براى گرفتن حق خود به پاخیزم؟ یا در این محیط خفقان ‏زا و تاریكى كه به وجود آوردند، صبر پیشه سازم»؛ نهج البلاغه/ ترجمه دشتى، ص45. یا خطبه ی پنجم(به ترجمه ی فیض الاسلام مراجعه نمایید)

10) بحارالأنوار (چاپ بیروت)، ج10، ص142: «وَ قَدْ كَفَّ أَبِی یَدَهُ وَ نَاشَدَهُمْ وَ اسْتَغَاثَ أَصْحَابَهُ فَلَمْ یُغَثْ وَ لَمْ یُنْصَرْ وَ لَوْ وَجَدَ عَلَیْهِمْ أَعْوَاناً مَا أَجَابَهُمْ».

11) همان،ص 144.

12) الإحتجاج على أهل اللجاج (طبرسی)، ج‏2، ص290.

                                                                                                                                               محمّد بخشی          

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین

سوره مبارکه فاطر آیه 12:

وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

 این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.

سورة مبارکه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (۱۹) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (۲۰) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (۲۱) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)
۱۹٫ دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.۲۰٫ اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.۲۱٫ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ ۲۲٫ از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.


سوره مبارکه فرقان آیه ۵۳:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.



سوره مبارکه نمل آیه 61:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾

[آیا شریکانى که مى‏پندارند بهتر است‏] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمى‏دانند.


كلام جانبخش حضرت مهدى(عليه السلام) احادیث امام زمان

كلام جانبخش حضرت مهدى(عليه السلام)، كه در ضمن ديدارهايى با مواليان حقيقى و شيعيان خاص، يا در توقيعات شريفه از ناحيه مقدسه آن بزرگوار صادر شده است، در همه ابعاد، الهام دهنده، راهگشا، تعهّد بخش و حركت آفرين است.

تدبّر در نمونههايى از سخنان حضرت، مىتواند شيوايى و غناى معجزه آساى آن را به ما بشناساند و در راستاى شناخت بيشتر آن امام كريم و عمل به خواستههاى خدا جويانه وارشادات حكيمانه ايشان، ياريگرمان باشد.

معرّفى خويشتن:

*يگانه مظهر الهى: «انا بقيّة اللّه في أرضه».

من يگانه مظهر و الهى باقيمانده در زمين هستم.

*حجّت خدا: «انا حجّة اللّه على عباده».

من حجّت خداوند بربندگان اويم.

*پايان بخش سلسله وصايت: «انا خاتم الأوصياء».

من آخرين وصىّ پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و پايان دهنده سلسله وصايت مىباشم.

*قيام كننده: «انا القائم من آل محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم) ».

من، قيام كننده از خاندان پيامبر خدا حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)هستم.

*احياگر عدلت: «انا الّذى أخرج فى آخر الزّمان بهذا السّيف فاملأ الارض عدلا وقسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً».

من با اين شمشير در آخر زمان قيام مىكنم و زمين را از عدالت و داد، آكنده مىسازم چنانكه از بيداد و ستم پر شده باشد.

*انتقام گيرنده: «انا بقيّة اللّه فى أرضه والمنتقم من اعدائه».

من يگانه مظهر الهى، باقيمانده در زمين و انتقام گيرنده از دشمنان خدايم.

*مظهر و همراه حقّ: «وليعلموا أنّ الحقّ معنا وفينا».

همگان بدانند كه به راستى حقّ با ما و نزد ماست.

نقش خويش در حفظ و هدايت مردم:

*واسطه دفع بلاها: «بى يدفع اللّه البلاء عن اهلى و شيعتى».

«به وسيله من است كه خداوند عزّوجلّ بلا و مصيبت را از اهلبيت و شيعيان من دور مىگرداند

* سبب امنيّت: «إنى لامان لأهل الأرض كما أنّ النّجوم أمان لاهل السّماء».

«همانا من موجب امنيّت براى اهل زمين هستم چنانكه ستارگان سبب امنيّت اهل آسمانهايند

*ياد كرد و مراعات: «انّا غير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم، ولولا ذلك لنزل بكم اللاَّْواء واصطلمكم الاعداء».

ما در مراعات حال شما كوتاهى نمىكنيم و يادتان را از خاطر نمىبريم و اگر جز اين بود بلاهاى سنگين بر شما وارد مىشد و دشمنان، شما را نابود مىكردند.

*مواظبت و مراقبت: «انّا يخيط علماً بأنبائكم ولايعزب عنا شيىء من اخباركم».

«ما به اوضاع و احوال شما آگاهيم و هيچيك از اخبار شما بر ما پوشيده نيست

*بهره رسانى: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غيبتى فكا لانتفاع بالشّمس اذا غيبها عن الابصار السحاب».

«امّا چگونگى بهره بردن از من در دوران غيبتم مانند بهرهورى از خورشيد است زمانى كه ابرها آن را از ديدگان، پنهان ساخته باشند

وظيفه شيعيان:

*رجوع به دين شناسان: «و اما الحوادث الواقعه، فارجعوا فيها الى رواه حديثنا فانّهم حجّتى عليكم و أنا حجّة اللّه».

«امّا در پيشامدهاى روزگار، به راويان احاديث ما مراجعه كنيد، زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم

*محبّت ورزيدن: «فليعمل كلّ امرء منكم ما يقرب به من محبّتنا».

«پس هر يك از شما بايد به آنچه او را به مقام محبّت ما نزديك مىكند، عمل نمايد

*دورى از گناه: «فليدعوا عنهم اتّباع الهوى».

«همگان بايد گناه و پيروى از هواى نفس را ترك كنند

*تقوى و تسليم: «فاتّقوا اللّه و سلموا لنا وردّ والامر الينا فعلينا الاصدار كما كان منا الايراد».

«تقواى الهى پيشه كنيد و تسليم ما باشيد و امر دين را به ما ارجاع دهيد، زيرا بر ماست كه شما را سيراب از سرچشمه بيرون آوريم همچنانكه ما شما را به سرچشمه برديم

*دعاى زياد: «اكثرو الدعاء بتعجيل الفرج فانّ ذلك فرجكم».

«براى نزديك شدن ظهور و فرج، زياد دعا كنيد كه به راستى همين دعا، فرج شماست

*كسب معارف از اهلبيت(عليهم السلام) «طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانكارنا».

«جستجوى معارف و دانشها، جز از طريق ما اهلبيت، مساوى با انكار ما است

شرط يارى:

*اخلاص و خير خواهى و تقوى: «انّ اللّه قنعنا بعوائد احسانه و فوائد امتنانه، وصان انفسنا عن معاونة الاولياء، الاّ عن الاخلاص فى النيّة وامحاض النّصيحة والمحافظة على ما هو أتقى و أبقى و أرفع ذكراً».

«به يقين، خداوند ما را به لطف و احسان مكرّر خويش و به بهرههاى انعام و كرم خود، راضى و خوشنود ساخته، و ما را نيازمند يارى دوستان قرار نداده، مگر آن يارى كه از روى اخلاص در نيّت و خيرخواهى محض صورت گيرد و در آن، بر آنچه به تقواى الهى و بقاى نزد خدا و رفعت جايگاه، نزديكتر است، محافظت شود

*اتحاد و اجتماع دلها: «ولو انّ اشياعنا ـ و فقهم اللّه لطاعته ـ على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا».

«اگر شيعيان ـ كه خدا براى اطاعت خود توفيقشان دهد ـ در راه وفاى به پيمانى كه بر عهده دارند همدل و همراه مىشدند، سعادت ديدار ما براى ايشان به تأخير نمىافتاد

*پرداخت حقوق الهى: «انّه من اتّقى ربّه من اخوانك فى الدّين و اخرج مما عليه الى مستحقيه كان آمناً فى الفتنة المبطله».

«همانا هر يك از برادران دينى تو، پرهيزگار باشد و حقوق الهى را كه برعهده دارد به مستحقين آن بپردازد ـ به بركت دعا و يارى ما ـ در فتنههاى باطل كننده و ويرانگر، ايمن و محفوظ خواهد ماند

*پرهيز از گناه: «فما يحبسنا عنهم الاّ ما يتّصل بنا مما نكرهه ولانؤثره منهم».

«ما را ـ از ديدار و يارى شيعيانمان ـ باز نمىدارد مگر آنچه از كردارهاى ناپسند آنان به ما مىرسد كه براى ما ناخوشايند است و توقّع آن را از ايشان نداريم

درباره ظهور:

*وابستگى به اراده خدا: «و امّا ظهور الفرج، فانّه الى اللّه».

«امّا امر ظهور فرج، بسته به اراده خداست

*ناگهانى بودن: «فانّ أمرنا بغتة فجأة، حين لاتنفعه توبة ... كذب الوقّاتون».

«نسبت به گذشته، كسى را سود نبخشد ... يقين كنندگان وقت ظهور، دورغگويند

*رهايى از طواغيت: «و إنّى أخرج حين أخرج ولابيعة لأحد من الطّواغيت فى عنقى».

«به يقين، من در حالى قيام خواهم كرد كه بيعت هيچيك از طاغوتهاى دوران برگردنم نباشد

*حادثهاى در مكّه: «وآية حركتنا من هذه اللّوثة حادثة بالحرم المعظّم، من رجس منافق مذمّم، مستحل للدّم المحرّم، يعمد بكيده أهل الايمان».

«نشانه حركت ما از اين خانهنشينى، واقعهاى در حرم با عظمت مكّه است. حادثهاى كه در اثر پليدى شخصى منافق و نكوهيده پديد مىآيد، كه خونريزى را حلال مىشمارد و با مكر و نيرنگ، قصد جان مؤمنان مىنمايد.

*ياران وقت ظهور: «فاذا أذنت فى ظهورى فأيّدنى بجنودك واجعل من يتبعنى لنصرة دينك مؤيّدين و فى سبلك مجاهدين».

«خدايا زمانى كه اجازه ظهور به من مىدهى، مرا به لشكريان خود يارى فرما، همه كسانى را كه براى يارى دين تو، به پيروى از من بر مىخيزند تأييد كن و آنان را جهادگر در راه خودت قرار بده  

درباره اهلبيت (عليهم السلام) :

*واسطه آفرينش ورزق: «و امّا الائمة (عليهم السلام) فانّهم يسألون اللّه تعالى فيخلق، و يسألونه فيرزق ايجاباً لمسئلتهم واعظاماً لحقهم».

«امّا امامان (عليهم السلام) از خداى تعالى در خواست مىكنند و خداوند به خاطر اجابت در خواست آنان و بزرگداشت حق ايشان، موجودات را مىآفريند و روزى مىبخشد

* الگو بودن زهرا سلام اللّه عليها : «و فى ابنة رسول اللّه صلىاللّه عليه وآله و عليها إلىّ أسوة حسنة».

«و در دختر رسول خدا كه درود بر او و پدرش و خاندانش باد، براى من اسوه و الگويى نيكوست

* عزادارى امام حسين(عليه السلام): «فلئن اخّرتنى الدّهور، و عاقنى عن نصرك المقدور، و لم اكن لمن حاربك محارباً و لمن نصب لك العداوة مناصباً، فلأندبنّك صباحاً و مساء ولأبكينّ عليك بدل الدّموع دماً».

«اگر چه روزگار مرا به تأخير انداخت، و تقدير الهى مرا از يارى تو بازداشت و نبودم تا با آنان كه عليه تو جنگيدند بجنگيم، و با كسانى كه به دشمنى تو برخاستند بستيزم، در عوض هر صبح و شام بر تو ناله مىكنم و بجاى اشك در عزاى تو خون از ديده مىبارم

ديشب به ياد روى تو خون مىگريستم***از من مپرس بىتو كه چون مىگريستم

اى كاش تا كه بودى و مىديدى از غمت***هردم چسان زسوز درون مىگريستم

تا صبح در فراق تو اى يار مهربان***فريادمىكشيدم و خون مىگريستم

هرشب زهجر ماه رخت، ناله سركنم***سيلاب خون زچشم، روان تاسحر كنم

در جستجوى گوهر وصل تو تابه كى***اين دل به موج اشك غمت غوطهور كنم

روى زمين ز سيل سر شكم پر آب شد***خاكى نماند تا كه زهجرت به سر كنم

جانم به لب رسيد و در اين حسرتم هنوز***كايد دمى كه سير به رويت نظر كنم

شرمنده از گناه به راهت نشستهام***كو قدرتى كه از سركويت گذركنم

گرجان و دل ز آتش هجر تو سوخت، من***حاشا هواى وصل تو از سر بدر كنم

بسمه تبارك و تعالى

«از خداى متعال فرج و ظهور

ولى عصر (عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف) را بخواهيم»

قالَ جَعْفَر بْن مُحَمَّد الصّادِق (عليه السلام) :

مَنْ ماتَ مِنْكُمْ عَلى هذَا الاَْمْرِ مُنْتَظِراً كَانَ كَمَنْ كانَ فى فَسْطاطِ الْقائِم (عليه السلام) .

حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هركس از شما در حال انتظار اين امر (ظهور مهدى «عجلاللّه تعالى فرجه الشريف» ) بميرد، همچون كسى است كه در خيمه قائم (در حال جهاد همراه با آن حضرت) باشد.

كمال الدين و تمام النعمة، ص 644


نرم افزار موبایل

بسم الله الرحمن الرحیم



صحيفه امام هادي عليه‌السلام

عناوين اصلي كتاب شامل:
مقدمه‌ي ناشر؛ مقدمه‌ي مؤلف؛ نيايش‌ها و ادعيه‌ي آن حضرت‌؛ كلمات توحيدي آن حضرت‌؛ گزيده‌اي از گفتار آن حضرت؛ گزيده‌اي از گفتار آن حضرت‌؛ اشعاري در مدح آن حضرت‌؛ پاورقي


دانلود از لینک مستقیم






تحليلي بر روابط دختر و پسر

عناوين اصلي كتاب شامل:

پيشگفتار؛ فصل اول؛ فصل دوم؛ فصل سوم؛ فصل چهارم؛ فصل پنجم؛ فصل ششم؛ فصل هفتم؛ فصل هشتم

مشخصات نشر : قم‬ عطر ياس‬‌‌٬ ۱۳۸۹.‬




بانک پيامك مهدويت و انتظار

 

پيشگفتار؛ تقديم به‏؛ 313حديث‏ درموردحضرت‏ مهدي‏ عليه السلام انتظار، وظايف منتظران،غيبت،و ...؛ 313 جمله از بزرگان، دعا و زيارت ‏پيرامون امام زمان‏ عليه السلام‏؛ 313 بيت‏ شعر درباره ‏امام ‏زمان‏ عليه السلام




داستانهايي از پوشش و حجاب

عناوين اصلي كتاب شامل:
امام موسى بن جعفر به نقل از اميرالمؤمنين ، علىّ (عليهما السلام) حكايت مي فرمايند:؛ توصيف زيبائى؛ زنان و عذاب هاي گوناگون؛ امام باقر (عليه السّلام) فرمود:
مشخصات نشر : قم انتشارات محمد وآل محمد صل الله عليه وآله‌ ۱۳۸۵‬





مشكلات جنسي جوانان و بحثي درباره انحرافات جنسي

 

عناوين اصلي كتاب شامل:

اشاره؛ بلاى ....‌پرستى در طول تاريخ؛ .... پرستى در روايات اسلامى (1)؛ معني ....؛ آثار زيانبار .... پرستي؛ كنترل شهوات؛ عوامل .... پرستي؛ راه‌هاي درمان .... پرستي؛ شكم پرستى و .... جنسى

اطلاعات فایل دریافتی:






بانك احاديث اهل بيت علیهم السلام
عناوين اصلي كتاب شامل:
بیش از 18000 عنوان حدیث در موضوعات زیر:
اجتماعي؛ اخلاقي؛ اعتقادي؛ اقتصادي؛ پزشكي؛ خانواده؛ زنان؛ سياسي؛ عبادت و فروع دين؛ علم و دانش؛ قدسي؛ قرآن كريم؛ قضايي؛ معصوم شناسي؛ نظامي
‏مشخصات نشر:اصفهان:مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان‌، ۱۳90.‬
اطلاعات فایل دریافتی:
دانلود از لینک مستقیم




ظهور امام مهدي (عج) از نگاه قرآن
عناوين اصلي كتاب شامل:
الامام المهدي؛ اشاره قرآن به ظهور حضرت مهدي؛ پاورقي (آندروید و جاوا)




راز نماز (براى جوانان )
شامل : سخن ناشر ، اى مهربان خداى ، نماز، عبادتى بزرگ ، عبادت ، در ترازوى سنجش ، سيماى نماز ، ادب و آداب نماز ، مقدّمات نماز ، مقارنات نماز ، تعقيبات نماز ، نماز جماعت ، نمازهاى ديگر

اطلاعات فایل دریافتی:
دانلود از لینک مستقیم





امام حسن عليه السلام
در نیمه ماه رمضان سوم هجری، اولین فرزند علی علیه‌السلام و فاطمه سلام الله علیها به دنیا آمد. پس از ولادت، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماند.
تا اینکه جبرئیل ،امین وحی، فرود آمد و گفت: « خدایت سلام می‌رساند و می‌گوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند حضرت هارون علیه السلام یعنی شبّر قرار ده!»
رسول خدا فرمود: « زبان من عربی است و شبّر، عبری است.»
جبرئیل گفت: « شبّر در زبان عرب به معنای« حسن» است.»
به این ترتیب، کودک، حسن نام گرفت. تنها کنیه‌ی آن حضرت « ابو محمد» و مشهورترین القابش« سیّد» و «سبط» و «تقی» است.
اطلاعات فایل دریافتی:
دانلود از لینک مستقیم



_______________________________________


نهج البلاغه
نهج البلاغه
اطلاعات فایل دریافتی:



____________________________________________















این کتاب شامل: مختصری با حضرت رضا،چهل حدیث،زمین صحن را ببوس،داستان ها،زیارت و توسل در کلام آیت الله بهجت،علما در محضر امام رئوف،پیامک،اشعارو..


فرمت:آندروید

امام رئوف


دریافت کتاب

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا و رحمه الله و برکاته

 

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

مراقب نگاهمان باشیم

«و یرید الذین یتبعون الشهوات ان تمیلوا میلا عظیما» اما آنها که پیرو شهواتند مى خواهند شما به کلى منحرف شوید.

سوره نساء،آیه 25.

 

به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
ادامه نوشته

نامه های امام زمان به شیخ مفید

 

 

 

از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

 

متن نامه های امام زمان به شیخ مفید

در ادامه ی مطلب

 

 

ادامه نوشته

دعایم مستجاب نمی شود

 

 

 وقتى به حضور امام سجاد(علیه السلام ) رسیدند پرسیدند: اى امام بزرگوار، خدمت رسیده ایم تا بدانیم علت قبول نشدن دعاهایمان چیست .


به

ادامه مطلب مراجعه کنید


 

ادامه نوشته

احادیث امام زمان

توسل به حضرت زينب (ع) جهت  تعجيل در فرج

در تشرف آقا شيخ حسن سامرايي (ره) در سرداب مقدس، حضرت فرمودند: «به شيعيان و دوستان ما بگوييد که خدا را قسم دهند به حق عمه ام حضرت زينب (ع) که فرج مرا نزديک گرداند.»


(3)    شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 1 ، ص 251-184


مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني (ره) مي گويد که در مسجد جمکران سيدي نوراني را ديدم، با خود گفتم اين سيد در اين هواي گرم تابستاني از راه رسيده و تشنه است ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: آقا! شما از خدا بخواهيد تا فرج امام زمان (ع) نزديک گردد. حضرت فرمودند: «شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند. اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما مي رسد.»

کمک به مردم

در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَک وَ اَقبِل مجلِسَک فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُرکُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان کن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي کنيم.»

شیفتگان حضرت مهدی (عج) ، ج 6، ص198



ای  پادشه خوبان ، داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد ، وقت است که باز آیی


در آرزوی رویت ، بنشسته به هر راهی

صد زاهد و صد عابد ، سرگشته سودایی


مشتاقی و مهجوری ، دور از تو چنانم کرد

کز دست نخواهد شد پایان شکیبایی


ای درد توام درمان ، در بستر ناکامی

وی یاد توام مونس ، در گوشه ی تنهایی


فکر خود و رای خود ، در امر تو کی گنجد

کفر است در این وادی خودبینی و خود رایی


در دایره ی فرمان ما نقطه ی تسلیمیم

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی


گستاخی و پرگویی تا چند کنی ای (فیض)

بگذر تو ازین وادی ، تن ده به شکیبایی


فیض کاشانی


شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم

تهذیب نفس، شرط درک خدمت امام زمان (عج)

حجة السلام قدس (شاگرد آیت الله بهجت)   می گوید:

« روزی آقا فرمودند: در تهران استاد روحانیی بود که لُمعَتین( نام کتاب)  را تدریس می کرد، مطلع شد که گاهی از یکی از طلاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارق العاده دیده و شنیده می شود.

روزی چاقوی استاد ( برای درست کردن قلم ) که خیلی به آن علاقه داشت، گم می شود و وی هر چه می گردد آن را پیدا نمی کند و به تصور آنکه بچه هایش برداشته و از بین برده اند نسبت به بچه ها و خانواده عصبانی می شود، مدتی بدین منوال می گذرد و چاقو پیدا نمی شود. و عصبانیت آقا نیز تمام نمی شود.

روزی آن شاگرد بعد از درس ابتداءً به استاد می گوید:

« آقا، چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشته اید و فراموش کرده اید، بچه ها چه گناهی دارند. » آقا یادش می آید و تعجب می کند که آن طلبه چگونه از آن اطلاع داشته است.

از اینجا دیگر یقین می کند که او با (اولیای خدا) سر و کار دارد، روزی به او می گوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت می شود می گوید: آقای عزیز، مسلم است که شما با جایی ارتباط دارید، به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف می شوید؟

استاد اصرار می کند و شاگرد ناچار می شود جریان تشرف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد می گوید: عزیزم، این بار وقتی مشرف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح می دانند چند دقیقه ای اجازه تشرف به حقیر بدهند.

مدتی می گذرد و آقای طلبه چیزی نمی گوید و آقای استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد جرأت نمی کند از او سؤال کند ولی به جهت طولانی شدن مدت، صبر آقا تمام میشود و روزی به وی می گوید: آقای عزیز، از عرض پیام من خبری نشد؟ می بیند که وی ( به اصطلاح ) این پا و آن پا می کند. آقا می گوید: عزیزم، خجالت نکش آنچه فرموده اند به حقیر بگویید چون شما قاصد پیام بودی ( و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین )

آن طلبه با نهایت ناراحتی می گوید آقا فرمود:

لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم، شما تهذیب نفس کنید من خودم نزد شما می آیم


دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است
جان را هواي از قفس تن پريدن است

از بيم مرگ نيست كه سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است

دستم نمي رسد كه دل از سينه بركنم
باري علاج شكر گريبان دريدن است

شامم سيه تر است ز گيسوي سركشت
خورشيد من برآي كه وقت دميدن است

سوي تو اين خلاصه گلزار زندگي
مرغ نگه در آرزوي پركشيدن است

بگرفت آب و رنگ زفيض حضور تو
هرگل دراين چمن كه سزاوار ديدن است

با اهل درد شرح غم خود نمي كنم
تقدير قصه دل من ناشنيدن است

آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا
روزي (امين) سزا لب حسرت گزيدن است

رعایت تقوا و اخلاق نیکو شرط انتظار واقعی

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که حضرت در توصیف دولت نهایی اهل بیت به تبیین دولت مهدوی (عجل الله تعالی و فرجه) پرداختند و سپس فرمودند: «... هر کسی شاد می شود از اینکه از یاران قائم (عجل الله تعالی و فرجه) باشد پس باید منتظر باشد و به مقتضای تقوا و اخلاق نیکو عمل نماید. چنین کسی در حقیقت منتظر است


«اگر شیعیان ما که خداوند بر انجام طاعت موفقشان بدارد، در وفا کردن به عهد ما همدل بودند مبارکی ملاقات ما از آن ها به تأخیر نمی افتاد و سعادت دیدار همراه با معرفت ما به سوی آن ها می شتافت. پس ما را از آن ها پوشیده نمی دارد مگر همان چیزها یی که از آن ها به ما می رسد و ما دوست نداریم و از آن ها انتظار نداریم.»


دعای حضرت راه گشاست!

توجه به دعای امام زمان(عجل الله تعالی و فرجه) که در حق شیعیان خویش فرمودند نشان می دهد که خود حضرت چه انتظاری از ما دارند و چگونه باید رفتار کنیم تا مورد عنایت و خشنودی حضرت قرار بگیریم. ایشان در این دعا برای شیعیان خود توفیق طاعت و دوری از معصیت را درخواست می نمایند. اللهم از رفتار توفیق الطّاعة و بعد المعصیته. در ادامه ی این دعای شریف برای گروه های مختلف شیعیان دعاهای خاصی را می فرمایند: «پروردگار به علما به پارسایی و خیرخوایی و بر دانش آموزان به کوشش و شوق و بر شنوندگان به پیروی و پند گرفتن و بر بیماران مسلمان به بهبودی و آسودگی و بر مردگان آن ها به عطوفت و مهربانی و بر پیران به وقار و سنگینی و بر جوانان به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران به فروتنی و بخشش و به مستمندان به شکیبایی و قناعت و بر مجاهدان به یاری و پیروزی و بر اسیران به رهایی و آسودگی و بر زمامداران به عدالت و دلسوزی و بر ملت به انصاف و خوش رفتاری تفضّل فرما» همان طور که این دعای نورانی نشان می دهد وظیفه ی هر یک از شیعیان از زن و مرد و پیر و جوان و بیمار و زمامدار و رعیت و غیره در هر صنف و گروهی که باشند معین شده است که راز حقیقی انتظار در آن نهفته است!

قرآن

امام موسی‌کاظم علیه‌السلام فرموده‌اند:

«فی القرآن شفاء من کل داء»

در قرآن بهبودی از هرگونه درد و بیماری وجود دارد.

«یستشفی به لکل داء»

با قرآن می‌توان برای بهبودی هر بیماری توسل جست


قرآن

چطوری بر شیطان غلبه کنم؟

راههای مهم غلبه بر شیطان



بهترین ایام برای تمرین ترک گناه ایام جوانی است زیرا به فرموده روایات چون قلب جوان مانند زمین حاصلخیز، نرم و مستعد است بذر یاد خدا و دوری از محرمات به راحتی در قلب او جوانه می زند و شروع به رویش می‌کند .


به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

..

..

..

ادامه نوشته